پارت ۴

پارت ۴
ات‌.داری چه غلطی میکنی ولم کن .... که سوزشی رو گونه ام حس کردم اون منو زد
تهیونگ. با اربابت درست حرف برن وگرنه بدتر از این سرت میارم فهمیدی
ا.ت. ا........ر....ه .بالکنت‌.
تهیونگ. کوچولو ترسیدی .با حالت تمسخر.
ات. ویو دستش خیلی سنگین بود یعنی طوری که گفت به حرفش گوش نکنم بلای بدتر از این سرم میاره ای خدا بابام کم بود اینم اضافه شد
همینطوری داشتم فکر میکردم که با صدای دادی از افکارم اومدم بیرون.
تهیونگ. هوی کلفت برو پایین رسیدیم
ات.کلفت با منی
تهیونگ.کلفت دیگه ای بغیر از تو اینجاست
ویو ات
زمانی بام گفت کلفت انگار دنیا رو سرم خراب شد .خدایا این چه سرنوشتی(صبر کن اخرش شکر میکنی که خدا این سرنوشتو بهت داده)
وارد عمارت که شدیم دهنم کف کرد داخلش از بیرونش قشنگ تره هزار برار خونه ماست البته چی بگم خونه نه قصر.
تهیونگ. اگه دیدی زدنات تمام شد برو لباساتو خدمت کاریت رو بپوس و ناهار درست کن سریع
ا.ت.چشم
تهیونگ. چشم خالی نه چشم ارباب
ات. قدر ایراد میگره ..آروم‌..
تهیونگ. چیزی گفتی
ات. نه
تهیونگ. خیلی خوب سریع برو لباساتو عوض کن
ات.چشم ارباب
............
پایان
دیدگاه ها (۴)

پارت ۵تهیونگ. سریع برو لباساتو رو عوض کن ات. چشم اربابات رفت...

پارت۶دکتر . متاسفانه ایشون ضربه بعدی به شکمشون ضربه خورده و ...

پارت۳اون پسره گفت دخترتو بجای باختت میبرم....ویوا.تانگار آب ...

پارت۲ویو تهیونگامروز قراره با پارک(فامیلی ا.ت پارک)شرط بندی ...

مرگ و زندگی پارت 4 :ا/ت اون صحنه رو دید اما خبر نداشت نامجون...

part 3طراحی برای انتقام

ویو ا/تاز خواب بلند شدم که دیدم جیمین خوابه بوسه ای رو پیشون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط