پارت

پارت ۲۳

ددی_شوگره_اجباری من


جیمین تو راه داشت میرفت خونه عاجوما...
@ عاقا چرا انقد اون پیرزن براتون مهمه
جیمین:: خفه
@ چشم عاقا

ده مین بعد رسیدن...
جیمین پیاده شد و زنگ خونه عاجوما رو زد...
در باز شد و رفت داخل
بادیگاردا دم در وایساد
جیمین وارد سالنشون شد و دختر خونده عاجوما رو دید
سانو:: س..سلام
جیمین:: سلام عاجوما کجاست؟!
سانو:: تو اتاقش خوابه
جیمین:: کی خابیده
سانو:: دو ساعتی میشه
جیمین:: باید برگرده عمارت
سانو:: گفت نمیاد دیگه
جیمین:: بتو مربوط نیست

عاجوما:: به چه حقی صداتو رو دخترم میبری بالا؟!!!؟؟؟
جیمین:: آه .. برگرد بریم
عاجوما:: برو بیرون جیمین
جیمین:: چی؟!
عاجوما:: دیگه ن من تورو میشناسم ن تو منو
جیمین:: ت..تو مثل مادرمی
عاجوما:: هروقت بهت بگم پسرم مثل چی عربده میکشی
جیمین:: بسه بیا بریم تو باید پیش خودم باشی
عاجوما:: چشم دیدن کثافت کاریاتو ندارم...چشم دیدن عذاب کشیدن بیگناهایی مثل سانامیو ب دست تو ندارم حاضرم بمیرم تا ب اون جهنم نیام
جیمین:: سانامیو گذاشتیم تو خونه زخمشم مداوا داشتن میکردن

سانو:: کی
عاجوما:: دختری ک غضیشو برات تعریف کردم...
سانو:: چ بدبختیه

سانو با دیدن اخم جیمین چیزی نگفت...
عاجوما:: سانو برو چایی بیار

جیمین رفت نشست رو کاناپه و پالتوشو درآورد
جیمین:: سانو
سانو:: ب..بله
جیمین:: اینو یجا آویزون کن...

سانو پالتوی جیمینو برداشت و رفت چایی آورد و نشست...
جیمین:: کو عاجوما؟!
سانو:: رفته حمام
جیمین:: آییششش الآنم درنمیاد تا من برم
سانو:: 😂😂
جیمین:: درد😐
سانو:: میتونم اوپا صداتون کنم؟! عاخه من دختر خونده عاجومام دوتامونو عاجوما بزرگ کرده مثل خاهر برادریم
جیمین:: نخیرم من نسبتی با کسی ندارم
سانو:: ب..باشه🥺
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۴ددی_شوگره_اجباری منعاجوما از حموم دراومد دید جیمین چا...

پارت ۲۵ ددی_شوگره_اجباری منشب شد و عاجوما میزشامو چید...عاجو...

پارت ۲۲ددی_شوگره_اجباری منیکی از بادیگاردا رفت دنبال عاجوما....

پارت ۲۱ددی_شوگره_اجباریه منسانامی به اطراف نگاه کرد و چنتا ن...

اشتباه خاص!پارت ³*عکس‌عوض‌شده..*با کلافگی به سوهو خواست غر ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط