هر روز و هر لحظه نگرانت میشوم که چه میکنی پنجرهی اتاق
هر روز و هر لحظه نگرانت میشوم که چه میکنی؟ پنجرهی اتاقم را باز میکنم و فریاد میزنم:تنهاییات برای من …غصههایت برای من …همه بغضها و اشکهایت برای من …بخند برایم بخند …آنقدر بلند
تا من هم بشنوم صدای خندههایت را …صدای همیشه خوب بودنت را…دلم برایت تنگ شده مهربانم"دوستت دارم"
تا من هم بشنوم صدای خندههایت را …صدای همیشه خوب بودنت را…دلم برایت تنگ شده مهربانم"دوستت دارم"
- ۸۹۹
- ۳۰ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط