عادت کرده ام به طعم قهوه

عادت کرده ام به طعم قهوه

به آد مهای پشت پنجره کافه

دست هایی که می روند

آدم هایی که نمی مانند

به تو

که روبرویم نشسته ای

قهوه ات را به هم می زنی

می نوشی

می روی

یکی به آدم های پشت پنجره ی کافه اضافه می شود…
دیدگاه ها (۳)

.یک حبه قند در فنجان قهوه ی تلخ شیرین نمی شوددو حبه قند در ف...

کی تورو دوست داره قد یه دنیا؟کی می خواد با تو باشه حتی تو رو...

من باتو فهمیدم تو زندگی یه چیزایی رو نباید بگیوقتی زیاد گفتم...

" این فکر که عاشق من سال ها پشت پنجره بخار گرفته ای می نشسته...

پرسه در جنگل... بعدازظهر...آفتاب کم‌کم ملایم‌تر شده بود.ات ر...

نویسنده آوین | 그녀는 내 거야پارت¹⁴ | اون ما منهجونکوک، تهیونگ و ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط