تا دیر نشده

تا دیر نشده
دستم را بگیر و ببر
در شعرهای من واژه ها عریانند

و رویای با تو بودن
جهانیست برای لمس عاشقانه ها
که زیر انگشتانم به خواب میرود

#فلور_فرشچی
دیدگاه ها (۱)

...زیباترین حرفت را بگوشکنجه‌ی پنهان سکوتت را آشکار کنو هراس...

روزگار عجیبی‌ستهرچه سکوت کردیم و حرف نزدیمصداها بیشتر شد ......

عصری کوتاه و پر از همهمهو منکه کلافه اماز اینکه نمی دانم اند...

آخ لـو تدری بوحشتک بیش أساجیـها غربتک انتَ ر...

قرارمان همین #بهار زیر شکوفه های #شعرآنجا که واژه ها برای تو...

گاهی هم به خودت سر بزن! حالِ چشمهایت را بپرس و دستی به سر و ...

عشق اجباری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط