P1
P1
ویو چیفویو:
صبح با آلارم گوشی بیدار شدم و رفتم سرویس و کارای مربوط رو انجام دادم ( نمیخواین ک توضیح بدم ؟ 🤨) رفتم پایین . اینم یادم رفت بگم من تنها زندگی میکنم . صبحونه خوردم و آماده شدم تا برم مدرسه ...
ویو کیسوکه:
صبح با صدای رو مخ آلارم بیدار شدم و همراه با فحش دادن عالم و آدم کارامو انجام دادم ( ادمین گشاد میباشد و نمیتواند چ کاری کرد را توضیح دهد 😑) صبحونه خوردم و آماده شدم تا برم مدرسه یا بهتر بگم جهنم ( نظر همه همینه 🥴) .
تو راه مدرسه ی پسر رو دیدم ک واقعا زیبا بود بهش میخورد امگا باشه ؛ موهاش طلایی ، چشماش اقیانوسی ، پوست بلوری ... اینقدر محوش شده بودم ک نفهمیدم زمان کی گذشت و کی ب مدرسه رسیدیم .
ویو چیفویو:
تو راه مدرسه ی پسر رو دیدم ک زوم کرده بود رو من و خب از حق نگذریم جذابم بود و معلوم بود ک آلفا هست . موهاش بلند و مشکی بود چشاش مشکی بود و پوست سفیدی داشت و هیکلی بود . بگذریم رسیدم مدرسه رفتم دفتر مدیر و اون پسر هم باهام اومد یعنی اون هم دانش آموز انتقالی بود ؟ نمیدونم مدیر بهمون گفت کلاسمون کجاست و هرکدوم رفتیم سر کلاس خودمون ...
ویو کیسوکه:
اوفففف . کلاس خسته کننده ای بود زنگ تفریح بود دنبال اون پسره بودم میخواستم باهاش آشنا بشم یا نه نه نمیخواد من همونطور ک ب خاطر قلدری از مدرسه قبلی بیرون اومدم برای این پسره هم قلدری میکنم تا واکنشش رو ببینم ، همین خوبه . دیدمش نشسته بود ی گوشه و گونه هاش قرمز شده بود رفتم پیشش وقتی نزدیکش شدم بوی وانیل همه جا پخش شده بود معلوم بود هیت شده و خیلی منو حذب خودش کرد ، وایستا ببینم بوی وانیل ؟ ممکنه اون پسره جفت من باشه ؟ نه نه این امکان نداره ک این پسر جفت من باشه ...
ویو چیفویو:
زنگ تفریح رفتم سرویس و وقتی برگشتم فهمیدم هیت شدم رفتم ی گوشه حیاط نشستم ، خیلی گرمم بود ، تو همین حین اون پسره هیکلی رو دیدم ک داشت میومد سمتم وقتی نزدیک تر شد ی جا وایستاد قیافش علامت تعجب بود نمیدونم چرا ولی خوب بعد چند ثانیه اومد سمتم :
کیسوکه. سلام خوبی
چیفویو. سلام مرسی تو خوبی
کیسوکه. آره مرسی ببینم تو چیزیت شده چرا سرخ شدی ؟
چیفویو. عاااامممم نه چیزی نشده فقط یکم گرمه
کیسوکه. مشخصه
چیفویو. چی ؟
کیسوکه. هیچی میگم اسمت چیه ؟
چیفویو. اسمم چیفویو هست اسم تو چیه ؟
کیسوکه. اسم منم کیسوکه هست از آشنایی باهات خوشحال شدم
چیفویو. منم همینطور
کیسوکه. امشب میتونی بیای خونه من ؟ بیشتر باهم آشنا بشیم
چیفویو. عااامم آره میام
کیسوکه. باشه پس منتظرت میمونم ، آدرسم موقع برگشتن ب خونه با من بیا تا بهت خونمو نشون بدم کجاست .
چیفویو. باشه حتما
کیسوکه. من دگ میرم سر کلاس ، فعلا
چیفویو. باش خدافظ
پس اسمش کیسوکه هست
( خب بروبچ چون من خیلی گشادم دگ حوصله توضیح دادن راه خونشون رو ندارم چون اتفاق خاصی نیوفتاد کیسوکه ب چیفویو نشون داد ک خونش کجاست و شب منتظرشه همین )
خب بروبچ تا همینجا فعلا کافیه 🙂
میدونم پارت اول خوب در نیومد چون فقط ی آشنایی بود 😶
ولی منتظر پارت های بعد باشید ک قراره خیییییییییییییییییییللللللللللللللللللییییییییییییییییی بهتر باشه 😉
با لایک و کامنتاتون بهم انرژی بدید 😚
تا پارت های بعد 👋🏻👋🏻
ویو چیفویو:
صبح با آلارم گوشی بیدار شدم و رفتم سرویس و کارای مربوط رو انجام دادم ( نمیخواین ک توضیح بدم ؟ 🤨) رفتم پایین . اینم یادم رفت بگم من تنها زندگی میکنم . صبحونه خوردم و آماده شدم تا برم مدرسه ...
ویو کیسوکه:
صبح با صدای رو مخ آلارم بیدار شدم و همراه با فحش دادن عالم و آدم کارامو انجام دادم ( ادمین گشاد میباشد و نمیتواند چ کاری کرد را توضیح دهد 😑) صبحونه خوردم و آماده شدم تا برم مدرسه یا بهتر بگم جهنم ( نظر همه همینه 🥴) .
تو راه مدرسه ی پسر رو دیدم ک واقعا زیبا بود بهش میخورد امگا باشه ؛ موهاش طلایی ، چشماش اقیانوسی ، پوست بلوری ... اینقدر محوش شده بودم ک نفهمیدم زمان کی گذشت و کی ب مدرسه رسیدیم .
ویو چیفویو:
تو راه مدرسه ی پسر رو دیدم ک زوم کرده بود رو من و خب از حق نگذریم جذابم بود و معلوم بود ک آلفا هست . موهاش بلند و مشکی بود چشاش مشکی بود و پوست سفیدی داشت و هیکلی بود . بگذریم رسیدم مدرسه رفتم دفتر مدیر و اون پسر هم باهام اومد یعنی اون هم دانش آموز انتقالی بود ؟ نمیدونم مدیر بهمون گفت کلاسمون کجاست و هرکدوم رفتیم سر کلاس خودمون ...
ویو کیسوکه:
اوفففف . کلاس خسته کننده ای بود زنگ تفریح بود دنبال اون پسره بودم میخواستم باهاش آشنا بشم یا نه نه نمیخواد من همونطور ک ب خاطر قلدری از مدرسه قبلی بیرون اومدم برای این پسره هم قلدری میکنم تا واکنشش رو ببینم ، همین خوبه . دیدمش نشسته بود ی گوشه و گونه هاش قرمز شده بود رفتم پیشش وقتی نزدیکش شدم بوی وانیل همه جا پخش شده بود معلوم بود هیت شده و خیلی منو حذب خودش کرد ، وایستا ببینم بوی وانیل ؟ ممکنه اون پسره جفت من باشه ؟ نه نه این امکان نداره ک این پسر جفت من باشه ...
ویو چیفویو:
زنگ تفریح رفتم سرویس و وقتی برگشتم فهمیدم هیت شدم رفتم ی گوشه حیاط نشستم ، خیلی گرمم بود ، تو همین حین اون پسره هیکلی رو دیدم ک داشت میومد سمتم وقتی نزدیک تر شد ی جا وایستاد قیافش علامت تعجب بود نمیدونم چرا ولی خوب بعد چند ثانیه اومد سمتم :
کیسوکه. سلام خوبی
چیفویو. سلام مرسی تو خوبی
کیسوکه. آره مرسی ببینم تو چیزیت شده چرا سرخ شدی ؟
چیفویو. عاااامممم نه چیزی نشده فقط یکم گرمه
کیسوکه. مشخصه
چیفویو. چی ؟
کیسوکه. هیچی میگم اسمت چیه ؟
چیفویو. اسمم چیفویو هست اسم تو چیه ؟
کیسوکه. اسم منم کیسوکه هست از آشنایی باهات خوشحال شدم
چیفویو. منم همینطور
کیسوکه. امشب میتونی بیای خونه من ؟ بیشتر باهم آشنا بشیم
چیفویو. عااامم آره میام
کیسوکه. باشه پس منتظرت میمونم ، آدرسم موقع برگشتن ب خونه با من بیا تا بهت خونمو نشون بدم کجاست .
چیفویو. باشه حتما
کیسوکه. من دگ میرم سر کلاس ، فعلا
چیفویو. باش خدافظ
پس اسمش کیسوکه هست
( خب بروبچ چون من خیلی گشادم دگ حوصله توضیح دادن راه خونشون رو ندارم چون اتفاق خاصی نیوفتاد کیسوکه ب چیفویو نشون داد ک خونش کجاست و شب منتظرشه همین )
خب بروبچ تا همینجا فعلا کافیه 🙂
میدونم پارت اول خوب در نیومد چون فقط ی آشنایی بود 😶
ولی منتظر پارت های بعد باشید ک قراره خیییییییییییییییییییللللللللللللللللللییییییییییییییییی بهتر باشه 😉
با لایک و کامنتاتون بهم انرژی بدید 😚
تا پارت های بعد 👋🏻👋🏻
- ۴۴
- ۰۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط