دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماست

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماست
پرده بردار ز رخسار که جان بر لب ماست
بت روی تو پرستیم و ملامت شنویم
بت پرستی اگر این است که این مذهب ماست
شرب مِی با لب شیرین تو ما راست حلال
بی خبر زاهد از این ذوق که در مَشرب ماست
نیست جز وصف رخ و زلف تو ما را سخنی
در همه سال و مَه این قصهِ روز و شب ماست
چرخ عشقیم و تو ما را چو مهی زیب کنار
خون دل چون شفق و اشک روان کوکب ماست
اینکه نامش به فلک مهر جهان افروز است ؛
روشن است این که یکی ذره ز تاب و تب ماست
خواستم تا که شوم بسته فِتراکش گفت ؛
فرصت این بس که سرت خاک سُم مرکب ماست ...🦋🦋

#saharshehim💖

#عاشقانه
#بهترینم
دیدگاه ها (۰)

صدام کن تا که من بمیرم به خاطر صوت نازنینتصدام کن تا که گر ب...

من اگر سجده به پایت نکنم پس چه‌کنم؟به تماشای تو عادت نکنم پس...

- یه چند ساعتی میشه ك نشستم رو لبه‌‌ی بوم و دارم به ماه نگاه...

هوای حوصله ابریست... ، شاید ! شاید هم ⇣تنگ است مانند ابرهایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط