تهیونگ روی مبل نشست و جونگکوک رو به رویش

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
part:𝟿
تهیونگ روی مبل نشست و جونگکوک رو به رویش..
-اگر با یونگی کار داری.. داشت دوش میگرفت.. شاید الان با جیمین پیداش بشه
+نه... اومدم تو رو ببینم
-ببخشید؟
کیم آهسته خندید

خدمتکار قهوه ها را آورد و روی میز عسلی بین مبل ها گذاشت... تعظیمی کرد
@نوش جان
و دوباره به آشپزخانه بازگشت

+خب.. تازه اومدی اینجا؟
-جوری رفتار نکن که انگار درموردم چیزی نمیدونی... تو اسممو میدونستی.. نکنه از سن و گذشتمم خبر داری.. کیم
مرد خنده ای سر داد
+پسر باهوشی هستی..
لحظه ای سکوت... که بالاخره صدای قدم هایی شنیده شدـ
یونگی بود.. به آرامی از پله ها پایین می آمد
. فکر نمیکنی برای اومدن یکم عجله کردی، جناب کیم؟
+میبینم که بلاخره پیدات شد
تهیونگ سرش را رو به یونگی چرخاند
+صبح بخیر، مین
پشت یونگی.. جیمین هم از پله ها پایین آمد
(^علامت جیمین)
^خوش اومدی، تهیونگ
جونگکوک نگاهی به هر سه مرد کرد و رو به جیمین گفت
-هی.. فقط منم که این یارو رو اولین بارمه میبینم؟!
جیمین آهی کشید و درحالی که کنار یونگی راه میرفت سمت جئون و کیم آمدند
^شریک و دوست صمیمی یونگی... کیم تهیونگه... و شاید بزودی همکار ما هم بشه
تهیونگ با همان پوزخند گوشه لبش سری تکان داد و کمی از قهوه اش نوشید
+باعث افتخارمه که باهاتون همکاری کنم
جونگکوک گیج شد.. همکاری؟ با یک غریبه؟ جونگکوک حتی یونگی رو هن کامل نمیشناخت و فقط بخاطر جیمین بود که اعتراضی نکرده بود
ولی حالا.. همکاری با یک غربیه دیگه؟
به هیچ وجه

_هیونگ متوجهی داری چی میگی؟! شرکت یک اسباب بازی نیست که هر وقت بخوای با بقیه دست به دستش کنی!
صدای جونگکوک کمی بالا رفت... آخه شرکتی که مال جونگکوک بود... تنها یادگاری بود که از پدرش براش مونده بود

جیمین سعی کرد جونگکوک را آرام کند
^جونگکوک.. گوش کن-
_سعی نکن آرومم کنی! خودت میدونی اون شرکت چقد برام با ارزشه
یونگی ساکت نموند و متقابلا صداشو بالا برد
. جونگکوک مواظب تن صدات باش! اول گوش کن ببین ما میخواییم درمورد چی باهات صحبت کنیم .. بعد سریع جنجال به پا کن
در همین حین.. تهیونگ ساکت.. و با رضایت به پسرک خیره مانده بود و یه آرامی... زیر لب زمزمه کرد
+خوشم اومد...
________________________________________
این پارتو طولانی تر نوشتم برای جبران
دوستون دارمم✨🌹
دیدگاه ها (۳)

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:𝟷𝟶بحث داشت بالا میگرفت.. هرچند.. برای اون عوضی ل...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:𝟾پسر نزدیک تر شد... و بوی عطر تلخ مرد بیشتر به م...

یکم اسپویل✨😼

~ سناریو ~وقتی داری آهنگ میخونی که یهو اونا رو میبینی..نامجو...

فیک شروعی دوباره پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط