چند ساعت پیش یه خاطره اومد تو ذهنم که تو انباری گیر کرده
چند ساعت پیش یه خاطره اومد تو ذهنم که تو انباری گیر کرده بودم و داشتم میمردم-
بعد رفتم به ننم گفتم گفت همچین اتفاقی برات نیفتاده-
از همه پرسیدم گفتن تریاک میکشی-؟
ولی نمیدونم چرا انگار خاطرهه واقعیه-
بخداکصخلشدم-💔💔💔💔💔
بعد رفتم به ننم گفتم گفت همچین اتفاقی برات نیفتاده-
از همه پرسیدم گفتن تریاک میکشی-؟
ولی نمیدونم چرا انگار خاطرهه واقعیه-
بخداکصخلشدم-💔💔💔💔💔
- ۵۴۰
- ۰۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط