سگ نگاه خنده داری به گرگ کرد و گفت

سگ نگاه خنده داری به گرگ کرد و گفت،،،
آهویت را ربودم،،،
آیا باز هم میگویی گرگها برترند؟؟؟
تواگرعرضه داشتی آهویت را حفظ میکردی...!!!
گرگ،لبخندی زدو گفت،،،
من ( خدای ) غرورم
رقیب ببینم نمیجنگم ...
پا رویه عشقو احساسم میگذارم ومیدان راخالی میکنم
آهویی که به سگ چشمک بزند!!!
لیاقت ندارد زیر سایه (( گرگ )) زندگی کند
حقش آن است خوراک همان سگ شود!!!
دیدگاه ها (۳)

دلنوشته :سرم رادر تاریکی گودال فرو میبرم .لباس سکوت برتن میک...

ای خدایی که به من نزدیکیخبر از دلهره هایم داری؟خبر از لرزش آ...

عشق توشوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد ! زیبا بود امّ...

صادق هدایت . . توی یک جمع نشسته بودم بی‌حوصله بودم. مجله‌ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط