ماهی تویی و

ماهی تویی و
آب من و تنگ روزگار...
من در حصار تُنگ
و تو در مشت من اسیر...

👤 فاضل نظری
دیدگاه ها (۱۳)

‌‌روزه بشم گرفتن بلدی؟

‌درین سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت ملال ما پرنده پر ن...

ما مشقِ غمِ عشقِ تو را خوش ننوشتیم اما تو بکش خط به خطای...

هی تویی که تو این روزگار، هنوزم مهربون موندی و برای احساسات ...

پلنگ سنگی دروازه‌های بستۀ شهرممگو آزاد خواهی شد که من زندانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط