رقص با مافیا ♦ پارت 2

رقص با مافیا ♦ پارت 2

بوراممم : آلارم گوشیم به صدا در اومد با شتاب از تخت بلند شدم یا فیثاغورس ساعت چنده ساعت ۶ و من خواب موندم😐 همینم مونده بود سریع رفتم لباسامو عوض کردم و ارایش لایت کردم میزارم عکس لباسو تو پارت بدی و رفتم طبقه پایین که گوشیم زنگ خورد سو بود

سو : بورام حاضری دارم میام دنبالت

بورام : اره سو اماده ام بیا

سو : امدم

ویو ساعت 6 و نیم
سو اومد دنبال بورام و دوتایی به طرف رستوران شیک و گرون قیمت که توی سئول معروفه را هم افتادن و رسیدن

ویو رستوران :

نورهای زرد و طلایی روی میزهای مرمری می‌افتن. صدای آروم موسیقی جز توی فضا پخش شده و پیشخدمت‌ها با دقت بین میزها رفت‌وآمد می‌کنن.

برام ازکنار سو وارد می‌شه؛ با اون موهای فرفری، قد بلند و استایل جذابی که ناخودآگاه چند نگاه رو به سمتش می‌کشه. سو کمی جلوتر می‌ره و به سمت میزِ کناری که مردی نشسته، اشاره می‌کنه

سو : سلام جونگ کوک

جونگ کوک : سرش رو بالا می‌آره.

نگاهش سرد، عمیق و بی‌حس.

کت مشکی خوش‌دوخت، ساعت گران‌قیمت، و اون سکوت سنگینی که قبل از حرف‌زدنش توی فضا می‌پیچه.

جونگ‌کوک با صدایی پایین و خشک:

چند ثانیه فقط به بورام نگاه می‌کنه، بعد خیلی کوتاه و سرد می‌گه:

جونگ‌کوک:

«بشین.»

سو : جونگ‌کوک اینم بورام … همون دوستی که بهت گفته بودم

جونگ‌کوک : نگاهش رو از روی بورام برنمی‌داره، آروم لیوانش رو برمی‌داره و ادامه می‌ده:پس تو بورام هستی ؟

ویو بورام : باسو وارد رستوران شدیم و اون به میزی اشاره کرد وقتی نگاهم به اون میز رفت یه مرد با لباس‌های خیلی شیک و با استایل جذاب اونجا نشسته
بود سو به سمت میز رفت و من رو به او مرد معرفی کرد از صحبت کردن و چهرش معلوم بود که چقدر سرد و بی رحمه تو همین فکر بودم که یهو او ازم پرسید پس تو بورامی


بورام : سلام از اشنای تون خوشبختم بله خودم هستم


جونگ کوک : خوشبختی… مفهوم زیادی برای آدم‌های مثل من نیست، بورام .

بورام : جا خوردم واقعا همون طور که فکر میکردم برخورد کرد.

بورام:
پارت بعدی
دوستان من تازه شروع کردم به نوشتن 🥲لطفا حمایتم کنین ممنون اگه خوشتون اومد بگین پارت بعدم بزارم ممنون😍
دیدگاه ها (۰)

رقص با مافیا ♦ پارت 1 ویو لی بورام صبح با سردرد شدیدی از خوا...

رقص با مافیا ژانر: مافیایی. عاشقانه تعداد پارت ها:نامعلوم نق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط