خَسْتَمْ از ای برزخ عشق بی سَراَنْجُومْ

خَسْتَمْ از ای برزخ عشق بی سَراَنْجُومْ
نادُنُومْ بیچه هنوزم مُنْتَظِرتوم
چِکَه باید مِثِه دیوونه بِنینُوم
خیره به عکس قشنگت نازنینوم
رفتی و قلب مه باز چشم انتظارن
بلکه از تو پیغومی یا حرفی بیارِن
ولی افسوس که همش وهم وخیالن
دل مه آواره ی عشقی محالن...
امشو دل مه خونن نادنوم کجایی
با که خوش و خندونی خیلی بی وفایی...
کاش مفهمی که چطور بعد ای خیانت
شو بی فکر و خیالت اَخُوِه راحت
خرجت امکه همه ی عشق و وجودوم
اشتباه از مه ک خام تو بودوم
دیدگاه ها (۱)

.

.

شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم اگر سرخم چنان آتش حد...

کودک درونم ازم بابا میخواد. ....خخخخخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط