ای نگاهت نخی از مخمل واز ابریشم

ای نگاهت نخی از مخمل واز ابریشم
چند وقت است که هرشب به تو می اندیشم
به تو آری،به تو یعنی به همان منظر دور
به همان سبز صمیمی،به همین باغ بلور
به همان سایه،من وهم،همان تصویری
که سراغش زغزلهای خودم می گیری
به همان زل زدنت از فاصله
دیدگاه ها (۱)

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۷✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

#مافیا_عزیز_من#Part۲۷نور ملایم خورشید از لای پرده‌های اتاق ب...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۲: سکوتِ سردِ پاریسهواپیمای اختص...

dark life = 19در را پشت سرش بست و قفل کرد. صدای کلیک قفل، ات...

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

پارت دو

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت۱۵‌تابستان با گرمای ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط