بازی درخون 🍷🗡

بازی درخون 🍷🗡
پارت نود پنج🍷🗡


سری تکون دادم

از بغلم کشیدمش بیرون

گذاشتمش روی تخت

آنقدر سست و بی اختیار شده بود که حواسش به هیچ چیز نبود

هرجوری گذاشته بودنش همونجور مونده بود
انگار حال جابه جا شدنم نداشت

لب زد
+حالم بده

بوسه ای روی گونه ی تب دارش کاشتم
پچ‌زدم
_میدونم عسلم... میدونم خانومم آروم باش!الان خوبت میکنم

سری تکون داد

سرمو برداشتم
بازش کردم

+سوزنشو آروم بزن

باشه ای گفتم
پد و برداشتم و روی دستش کشیدم

مور مورش شده
آروم سوزن و واردش کردم

آخی گفت
چشماش پر اشک شد
ابروهام بالا پرید

به خاطر یه سوزن کویچک‌اینطوری میکرد؟
دیدگاه ها (۲)

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_7ویو میراچند ثانیه بعدسه...

Part ²³ویو لیلی رفتیم تو یه بوتیک که لباس عروسای نازی داشت ب...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁹¹ات ✨ خب...حسی که ازت میگیرمو و ...

part 2کنار رفت و آروم قدم برداشتم.. قبلش بهش شب بخیر گفتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط