فکر من را نکن

فکر من را نکن
من عادت دارم به نداشتنت
به شب های بی پایان
به نم نم باران اشک
به سردی دیوارهای پوک
به کنایه های دلم

خورشید را فراموش کرده ام
خوشی را هم
باورت نمیشود ولی
باور کن
با همه غریبه ام
بی گناه محکومم به عذاب
محبوس به سلول انفرادی تنم
خدا نگهدارم❄ ️
دیدگاه ها (۲)

من چه میدانستم عاشقی چیست ؟من از درد فراق چه میدانستم؟ من کو...

سناریو ساسونارو# 🩸 **ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک** ☀️ ...

از مستی بگویید ببشتر ازین منتظرم نگذارید این مستی کیست که بر...

پستچی16.17.18.19.20 قسمت شانزدهموقتی به اتاق برگشتیم، حس کرد...

دفتر خاطرات پارت چهل و سه

«مردی بین ما »پارت ۱۸: «صبحِ خاکستری» اولین پرتوهای بی‌رمق خ...

کسی بخواد تبلیغ پیجشو میکنم (برای جمع کردن فالور و نظر) هرکی...

برادر بی‌آنکه بداند در دل خواهرش جای دیگری دارد 🤍#یل #نوید_م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط