- بیب

- بیب
+ جونم؟
- تا چند دقیقه ی. دیگه باید تویه پارتی باشیم. یه. لباس بپوش. و. بریم
+ باشه الان میلم
- رفتم دوش گرفتمو. لباسمو پوشیدم عطرمو. زدم سالتمو. بستن و کفشمو پوشیدم و منتظر ات بودم
رفتم دوش گرفتمو. یکم میکاپ کردم و. لباس پوشیدم



رفتم‌پایین
-بیا اینو دستت کن بیب
+اهوم
+دستم کردمش و رفتم تویه پارکینگ و رفتم به محل پارتی

+وقتی. دفتیم اونجا ددست دختر کوک سون بورا هم بود کوک همش. بهتگش نگاه میکرد و اصلا انگار من وجود ندارم برعکس کوک خیلی از پسرا نگام‌میکرن و اشاره میکردن برم پیششون. منم بهزمن. نگاه مکیردن زمین هیچی نداشت به کوک نگاه میکردم اون. همش. به. بورا نگاه میکنه
- ببین من گیرم. دستشویی تو عمینجا بمون
+اهوم
+ وقتی. رفت بقیه اومون پیشم
؟ بیا پول زیادی. بهت میدم
؟؟جیگر. تو حالمو ت.خ.م.ی کردی باید خوبش کنی
؟؟؟ هرقدر بخوایی بهت میدم بیا فقط بیا
+ ایش. ولم کنید
+ نیم ساعته که کوک. رفته داخل بر نگشته رفتم دنبالش. درو اروم باز کردم که دیدم کوک و بورا ل.خ.ت.ن و دارن همو م.ی‌.ک.ن.ن قلبم شکست. صداشو شتیدم ولی صدایه ناله هایه سون بورا بیشتر و بلند تر بود. ولی. صدایه موزیک. بلند اجازه نمیداد شنیده بشهدیگه برقز توی چشمایه. قهوه ای تیرم نبود جلوی. چشمامو. خون گرفته بود. رفتگ و. شروع کردم به خوردن.شراب سفید
دیدگاه ها (۰)

سورییییییییییییی چون زیاد بود مجبور. شدم نصفش کنم 😁😅😮‍💨

ویو ات] من خدمت کار خونش بودم اون یه دوست دختر. داشت که بر...

حیحی بروزرسانی حشده بود😅😅😁😁😁😁😁😁

نظم .

به یاد قدیم

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط