بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت اول : یقین و تسلیم :
یقین یعنی بندبندِ تو را از هم جدا کنند، حقیقت یگانه وجود دارد. هیچ شک و تردیدی هم در آن نیست.
یقین یعنی شما به درجهای رسیدی که همه چیزت را واگذار به خدا کردی. نفسی دیگر وجود ندارد.
هیچ ذهن تصمیم گیرندهای وجود ندارد. کاملاً در اختیار خدا هستی. برای همین خداوند میفرماید:اگر کسی به این مرحله رسیده، دستش من هستم. چشمانش من هستم. گوشهایش من هستم. زبانش من هستم. پاهایش من هستم. این حرفها یعنی چه؟
یعنی خداوند است که آن فرد را راه می برد. این خداست که از چشمان آن فرد نگاه میکند. این خداست که دارد می شنود. این خداست که دارد تاثیر می گذارد، شخص نیست. ظاهر، ظهور و تجلی آن شخص است. کالبدش است می رود و میآید. ولی در حقیقت خداست که همه این کارها را انجام میدهد.
خداوند است که کالبد را در اختیار گرفته است. خدا هم که اشتباه و گناه نمیکند. پس دقیقاً اطلاق معصوم به آن شخص تسلیم شده عاقلانه است. اولاً هیچ خطایی صورت نمیگیرد چون کل مطلق است. خودش صاحب اختیار کل هستی است. هم عالَم مطلق است هم عالِم مطلق است. و حالا افرادی مثل ما که در آن حد نیستیم، چه کار باید بکنیم؟! تا آنجایی که میشود باید پیش برویم. تا هرجایی که شد، باید تسلیم شویم. نباید درجا بزنیم. چون اگر این کار را بکنیم یعنی بازندهایم.
چون ذهن برای ما نجات بخش نیست. نجات بخش فقط خداست. فقط حق مطلقه است. هیچ نجات بخش دیگری وجود ندارد. نه زور است و نه اجبار. خود شخص باید تصمیم بگیرد که میخواهد نجات پیدا کند یا نه؟ نجات با تسلیم محقق میشود. فقط!
هر چقدر تسلیم بیشتر شود،شما به مرحله یقین نزدیکتر خواهید شد.
نهایت معصومیت مال کسی است که مطلقاً تسلیم است. یعنی در تمام 24 ساعت و در تمام ماجراهایش تسلیم است.
آیهای در کتاب قرآن وجود دارد که می گوید: إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ - خداوند اموال و جانهایشان را میخرد. جان و مال انسانها که مال خود خداوند است،پس چگونه میخرد؟!(سوره توبه بخشی از آیه 111)
عجب معامله گر خوبیست. خودش داده و خودش هم میگوید که می خرم.
شخصی که زرنگ است، سریع تسلیم می شود و خود را برای خدا می فروشد. به خاطر اینکه ضرر نکند. شما میخواهید خودتان را به چه کسی بفروشید؟ به آدمها؟! به فکر؟! به ذهن؟!(ادامه دارد...)
قسمت اول : یقین و تسلیم :
یقین یعنی بندبندِ تو را از هم جدا کنند، حقیقت یگانه وجود دارد. هیچ شک و تردیدی هم در آن نیست.
یقین یعنی شما به درجهای رسیدی که همه چیزت را واگذار به خدا کردی. نفسی دیگر وجود ندارد.
هیچ ذهن تصمیم گیرندهای وجود ندارد. کاملاً در اختیار خدا هستی. برای همین خداوند میفرماید:اگر کسی به این مرحله رسیده، دستش من هستم. چشمانش من هستم. گوشهایش من هستم. زبانش من هستم. پاهایش من هستم. این حرفها یعنی چه؟
یعنی خداوند است که آن فرد را راه می برد. این خداست که از چشمان آن فرد نگاه میکند. این خداست که دارد می شنود. این خداست که دارد تاثیر می گذارد، شخص نیست. ظاهر، ظهور و تجلی آن شخص است. کالبدش است می رود و میآید. ولی در حقیقت خداست که همه این کارها را انجام میدهد.
خداوند است که کالبد را در اختیار گرفته است. خدا هم که اشتباه و گناه نمیکند. پس دقیقاً اطلاق معصوم به آن شخص تسلیم شده عاقلانه است. اولاً هیچ خطایی صورت نمیگیرد چون کل مطلق است. خودش صاحب اختیار کل هستی است. هم عالَم مطلق است هم عالِم مطلق است. و حالا افرادی مثل ما که در آن حد نیستیم، چه کار باید بکنیم؟! تا آنجایی که میشود باید پیش برویم. تا هرجایی که شد، باید تسلیم شویم. نباید درجا بزنیم. چون اگر این کار را بکنیم یعنی بازندهایم.
چون ذهن برای ما نجات بخش نیست. نجات بخش فقط خداست. فقط حق مطلقه است. هیچ نجات بخش دیگری وجود ندارد. نه زور است و نه اجبار. خود شخص باید تصمیم بگیرد که میخواهد نجات پیدا کند یا نه؟ نجات با تسلیم محقق میشود. فقط!
هر چقدر تسلیم بیشتر شود،شما به مرحله یقین نزدیکتر خواهید شد.
نهایت معصومیت مال کسی است که مطلقاً تسلیم است. یعنی در تمام 24 ساعت و در تمام ماجراهایش تسلیم است.
آیهای در کتاب قرآن وجود دارد که می گوید: إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ - خداوند اموال و جانهایشان را میخرد. جان و مال انسانها که مال خود خداوند است،پس چگونه میخرد؟!(سوره توبه بخشی از آیه 111)
عجب معامله گر خوبیست. خودش داده و خودش هم میگوید که می خرم.
شخصی که زرنگ است، سریع تسلیم می شود و خود را برای خدا می فروشد. به خاطر اینکه ضرر نکند. شما میخواهید خودتان را به چه کسی بفروشید؟ به آدمها؟! به فکر؟! به ذهن؟!(ادامه دارد...)
- ۱۹۸
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط