✫ᴅɴᴏ'ᴛ ᴛᴀᴋᴇ ʟɪғᴇ ᴛᴏᴏ sᴇʀɪᴏᴜsʟʏ

✫ᴅɴᴏ'ᴛ ᴛᴀᴋᴇ ʟɪғᴇ ᴛᴏᴏ sᴇʀɪᴏᴜsʟʏ
,ɴᴏ ᴏɴᴇ ɢᴇᴛs ᴏᴜᴛ ᴏғ ɪᴛ ᴀʟɪᴠᴇ

زِندگى رو خيلى جدى نگير ، تهش هيچكس ازش زنده بيرون نمياد...☄️
دیدگاه ها (۱)

پارت ۶

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش دوم_ریچل کمی از جا می‌پرد"...

برده عمارت جئون

گرگ و بره کوچکپارت ۲تهیونگ روی صندلی چرمی پشت میز ناهارخوری ...

Part 10

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 رمان: «گردنبند آرزوها»✨ یه خلاصه کوچولو...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ¹بلخره انتظار ها به پایان رسید..رقصنده...

پارت ۹|تاج و خونوزیر پارک از اتاق بیرون رفت.دکتر:آروم باشید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط