♚انـدوه که از حـد بگــذرد جایش را میدهد

♚انـدوه که از حـد بگــذرد جایش را میدهد
♚به یک بی اعتنایی مـزمـن
♚دیـگه مـهـم نـیـســت بـودن یا نـبـودن
♚دوست داشتن یا نـداشتن
♚دیگه حسی تو رو به احساس کردن نمی کشاند
♚در آن لحظه فـقـط در سکوت غـرق میشـی
♚!...و فقط نـگـاه میکـنی, نـگــــاه
دیدگاه ها (۱)

آرامش همیشه در شلوغیِ حرف‌ها نیست...گاهی در سکوتی پیدا می‌شو...

معامله p6جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت به پنجره خیره ماند.بعد بد...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۸ظهر، نامجون جلوی خونه منتظرش بود.وقتی...

بأی ذنب قتلت؟...نمی‌دونم واقعاً چی باید بگم ..در تاریخ بنویس...

🎭 آخرین نقشپارت پنجمروزهای فیلم‌برداری یکی‌یکی می‌گذشتند.لیا...

پارت چهارم | کتابخانهساعت، دقیقاً چهار بعدازظهر را نشان می‌د...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت پنجاهم | پایان 𓆪 🖤🥀اسما مدت زیادی به صفحه‌ی ...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟓دو روز بعداز صبح جیمین عجیب ساکت بودمان...

پارت پنجم — خاندان مینسوآ هنوز هم با ناباوری به یورا نگاه می...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط