؟؟؟

؟؟؟
میدونی ؟؟؟
وقتی نمیشه ب این دنیای لعنتی اعتماد کرد
پس چ جوری باید ب ادماش اعتماد کنیم ؟؟؟
دیگه نمیشه عاشق شد چون هر کی عاشق شد فقط:
خیانت دید .....
دروغ شنید ......
سرد بودنه عشقشو چشید .......
ضربه هارو لمس کرد .....
روزای از دست رفته رو حس کرد ......
عشقش و محبتشو مهربونیشو حروم مخاطبه خاصش کرد ......
همچیشو از دس داد !!
اره رفیق .....
ب هیچ چیزو هیچ کس نمیشه اعتماد کرد ....
حتی ب خودت .....
ب دلت .....
ب چشمات ..... .
من همچی دارم !!!
ی دله شکسته ....
دوتا چشمه کبود .....
ی جسمه بی روح ......
ی غرور ک شکسته شد و از بین رفت ....
دو تا دست ک هیچ وقت گرمای دسته دیگرو حس نکرده .....
اره من همچی دارم !!!!!!!!
آهای مخاطبه خاص .......

دیگه ارزش خاص بودنو نداری چون خودت نخواستی
وگرنه برات کم نذاشته بودم !!
لیاقته عشقمو نداشتی .....برو دنباله ولگردیت ....
اره !!!
منو تو نمیتونیم ماله هم باشیم چون تو ب هرزه ها
عادت داری و من ادمش نیستم ...
برو ک وجودتم عذابم میده ! areya
دیدگاه ها (۲)

کاش می دانستی هوایت که به سرم میزند دیگردرهیچ هوایی نمی تو...

هی لعنتی من میروم! تو میمانی بادنیای از خاطرات راستی آن ...

عجبــــ وفـــایـــی دآرد این دلتنگــــی…! تنهـــــاش که میــ...

خیلی سخته به خاطر کسی که دوستش داری همه چیز رو از سر راهت خ...

Love you پارت دوم-تو#من-نه کناریت &منو میگی -ارع با خودت ابل...

رمان دخت من

P2« فلش بک ب ساعت ۷ شب »ویو کیسوکه:خونه رو مرتب کردم و رفتم ...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

پآرت¹¹*ویو سر میز شام*نوا با غذاش ور میرفت نمیخوردیونگیم هم ...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط