‏منزوی شدنم از اونجایی شروع شد که من نرفتم سمت ادما. صبر

‏منزوی شدنم از اونجایی شروع شد که من نرفتم سمت ادما. صبر کردم اونا بیان سمتم. همیشه فک میکردم شاید مزاحم باشم. چه تو زندگی واقعیم چه مجازی

joinpoz
دیدگاه ها (۱)

دلم برای مداد سفید میسوزد...!!!!‌ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻡ ﺁﺧﺮ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡﮐﺎﺭﺑﺮﺩ ﻣ...

ههar™

P1ویو هری امسال خیلی توی خونه ی دورسلی ها سخت گذشت چون دادلی...

my little mochi:part25تهیونگ ویو:کوک:اما حالا چطوری باید نین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط