پارت فرشته کوچولو

پارت ۹ فرشته کوچولو

ویو ات
کوک نزدیک بود پرواز که که یهو بقلم کرد و کلی بوسم کرد

پرشی زمانی به ۱ سال بعد

ویو ات
۱سال میگزره و الان بچه ها یک سالشونه و اسم دختره رو‌گذاشتیم جونگی اسم پسره جونگ سوک

ویو کوک
صبح که بیدار شدم با چهره گوگولی کیوت ات مواجه شدم خیلی بامزه بود بعد صدای داد جونگی و جونگ سوک اومد که رفتم دیدم دارن بازی میکنن
علامت جونگی* علامت جونگ سوک &
نکته حرفای بچه هارو بچگونه مینویسم
_ چرا انقدر داد میزنین
*جونگ سوک کله عدوسکمو کلد
&من هواسم نبود اودش کنده اود
+مثلا من تمرگیدم(ببخشید ات یه زره بیشور شد)
*_&ببخشید
+حالا چتونه آنقدر داد میزنین
*این کله عدوسکم رو کلد
&هواسم نبولد دوب
_من میرم شما خودتون مشکل رو حل کنید
+به سلامت
*بالد بلام یه عدوسک دیگه بدلید
+باشه میخریم
&بلشید آجی
*باشه اشال نداله
ویو ات
رفتم پاین و صبحونه آمده کردم کوک هم رفت پیش بچه ها تا باهاشون بازی کنه
+بچه ها صبحونه آمادست
*&_الان میایم

ویو ات
بعد از صبحونه میز رو جم کردیم و رفتیم روی مبل نشستیم که کوک گفت

شرطا=۶ لایک
دیدگاه ها (۰)

هعی کیه که تصور نکرده 🖤

فقط به خاطر هوش مصنوعی ها باهاش این کارو کردین

پارت ۸فرشته کوچولو ویو ات تازه بعد از کلی حرف بلخره باور کرد...

پارت ۷ فرشته کوچولو ویو ات چون قاضی گفت نمی تو نیم طلاق بگیر...

رمان عشق و نفرت پارت۱۳ آت بلند شده بود و داشت صبحونه درست می...

رمان عشق و نفرت پارت ۱۰تهیونگ :ولی چی جیا:خب من لباسم تهیونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط