ایهم
بچه هاا ی ایده
یه چیزی هست که دوست دارم دربارهش حرف بزنم و اونم استفاده از کلمهی «گاد» برای تعریف از آرتیستها یا آرتهاست.
اول از همه بگم که منظورم این نیست که هرکس از این کلمه استفاده میکنه آدم مغروریه یا قصد بدی داره. خیلی وقتها وقتی میگیم «فلانی گاده» فقط میخوایم بگیم کارش خیلی خوبه و واقعاً از آرتش خوشمون اومده. این کاملاً قابل درکه و منم میفهمم منظور چیه چون خودمم استفاده میکنم دروغ چرا.دیشب به فکرش افتادم.
ولی شخصاً فکر میکنم بهتره کمکم از این کلمه فاصله بگیریم.
چرا؟ چون «گاد» فقط یه تعریف ساده نیست؛ ناخودآگاه یه حس رتبهبندی ایجاد میکنه. وقتی میگیم یک نفر «گاد»ه، انگار داریم اون شخص رو در بالاترین سطح ممکن قرار میدیم و بقیهی آرتیستها تبدیل میشن به کسایی که باید تلاش کنن تا «به سطح اون» برسن.
در صورتی که هنر همچین سطح نهایی و مشخصی نداره.
هیچ نقطهای وجود نداره که بگیم «خب، اینجا دیگه آخرشه، از این بهتر نمیشه.» همیشه میشه چیز جدیدی یاد گرفت، سبک جدیدی امتحان کرد، تکنیک جدیدی پیدا کرد یا حتی مسیر هنری آدم کاملاً عوض بشه.
از طرفی «گاد» بودن هم اصلاً معیار مشخصی نداره. یکی ممکنه توی شیدینگ فوقالعاده باشه، یکی توی آناتومی، یکی توی طراحی لباس، یکی توی بکگراند و یکی توی انیمیشن. اینکه کدومشون «گاد»ه واقعاً قابل اندازهگیری نیست.
حتی ممکنه من یک آرت رو شاهکار بدونم و شخص دیگهای اصلاً باهاش ارتباط نگیره. پس بهتر نیست به جای اینکه بگیم «فلانی گاده»، دقیقتر بگیم چه چیزی از کارش رو دوست داریم؟
مثلاً:
«شیدینگش خیلی خفنه.»
«انیمیشنش فوقالعاده روونه.»
«طراحی کاراکترش خیلی قویه.»
«این آرت واقعاً شاهکاره.»
«این سبک واقعاً peakـه.»
اینطوری هم تعریفمون رو میرسونیم، هم لازم نیست برای تعریف کردن از یک نفر، ناخودآگاه بقیه رو در سطح پایینتری قرار بدیم.
به نظرم حتی برای خودمون هم بهتره از کلمهی «گاد» به عنوان یک هدف استفاده نکنیم. اینکه بگیم «میخوام یه روز گاد بشم» ممکنه باعث بشه مدام خودمون رو با بقیه مقایسه کنیم و فکر کنیم تا وقتی به اون سطح نرسیدیم، کارمون کافی نیست.
در حالی که هنر قرار نیست مسابقهای باشه که فقط یک نفر برندهی نهایی داشته باشه.
ممکنه امروز از آرت خودمون راضی باشیم، چند ماه بعد تکنیک جدیدی یاد بگیریم و بفهمیم چقدر جای پیشرفت داشتیم، و سال بعد دوباره به کارهای قبلیمون نگاه کنیم و ببینیم چقدر تغییر کردیم. این به معنی بد بودن کار قبلی نیست؛ یعنی خودمون رشد کردیم.
پس بیایید برای تعریف کردن از همدیگه از کلماتی استفاده کنیم که واقعاً کیفیت چیزی رو که دوست داریم توصیف کنن، نه اینکه آدمها رو به «گاد» و «غیرگاد» تقسیم کنن.
هیچکس برای ارزشمند بودن کارش لازم نیست «گاد» باشه.
گاهی یک اثر فقط میتونه خیلی زیبا، خلاقانه، خاص، تأثیرگذار یا حتی یک شاهکار باشه؛ و به نظرم همین خیلی قشنگتره. 🪳☝️👽(ثوثک هم ایموجیش فقط به عشق سیلوین ایموجی مورد علاقه ی جدیدمه_ کار نداشته باشید_)
یه چیزی هست که دوست دارم دربارهش حرف بزنم و اونم استفاده از کلمهی «گاد» برای تعریف از آرتیستها یا آرتهاست.
اول از همه بگم که منظورم این نیست که هرکس از این کلمه استفاده میکنه آدم مغروریه یا قصد بدی داره. خیلی وقتها وقتی میگیم «فلانی گاده» فقط میخوایم بگیم کارش خیلی خوبه و واقعاً از آرتش خوشمون اومده. این کاملاً قابل درکه و منم میفهمم منظور چیه چون خودمم استفاده میکنم دروغ چرا.دیشب به فکرش افتادم.
ولی شخصاً فکر میکنم بهتره کمکم از این کلمه فاصله بگیریم.
چرا؟ چون «گاد» فقط یه تعریف ساده نیست؛ ناخودآگاه یه حس رتبهبندی ایجاد میکنه. وقتی میگیم یک نفر «گاد»ه، انگار داریم اون شخص رو در بالاترین سطح ممکن قرار میدیم و بقیهی آرتیستها تبدیل میشن به کسایی که باید تلاش کنن تا «به سطح اون» برسن.
در صورتی که هنر همچین سطح نهایی و مشخصی نداره.
هیچ نقطهای وجود نداره که بگیم «خب، اینجا دیگه آخرشه، از این بهتر نمیشه.» همیشه میشه چیز جدیدی یاد گرفت، سبک جدیدی امتحان کرد، تکنیک جدیدی پیدا کرد یا حتی مسیر هنری آدم کاملاً عوض بشه.
از طرفی «گاد» بودن هم اصلاً معیار مشخصی نداره. یکی ممکنه توی شیدینگ فوقالعاده باشه، یکی توی آناتومی، یکی توی طراحی لباس، یکی توی بکگراند و یکی توی انیمیشن. اینکه کدومشون «گاد»ه واقعاً قابل اندازهگیری نیست.
حتی ممکنه من یک آرت رو شاهکار بدونم و شخص دیگهای اصلاً باهاش ارتباط نگیره. پس بهتر نیست به جای اینکه بگیم «فلانی گاده»، دقیقتر بگیم چه چیزی از کارش رو دوست داریم؟
مثلاً:
«شیدینگش خیلی خفنه.»
«انیمیشنش فوقالعاده روونه.»
«طراحی کاراکترش خیلی قویه.»
«این آرت واقعاً شاهکاره.»
«این سبک واقعاً peakـه.»
اینطوری هم تعریفمون رو میرسونیم، هم لازم نیست برای تعریف کردن از یک نفر، ناخودآگاه بقیه رو در سطح پایینتری قرار بدیم.
به نظرم حتی برای خودمون هم بهتره از کلمهی «گاد» به عنوان یک هدف استفاده نکنیم. اینکه بگیم «میخوام یه روز گاد بشم» ممکنه باعث بشه مدام خودمون رو با بقیه مقایسه کنیم و فکر کنیم تا وقتی به اون سطح نرسیدیم، کارمون کافی نیست.
در حالی که هنر قرار نیست مسابقهای باشه که فقط یک نفر برندهی نهایی داشته باشه.
ممکنه امروز از آرت خودمون راضی باشیم، چند ماه بعد تکنیک جدیدی یاد بگیریم و بفهمیم چقدر جای پیشرفت داشتیم، و سال بعد دوباره به کارهای قبلیمون نگاه کنیم و ببینیم چقدر تغییر کردیم. این به معنی بد بودن کار قبلی نیست؛ یعنی خودمون رشد کردیم.
پس بیایید برای تعریف کردن از همدیگه از کلماتی استفاده کنیم که واقعاً کیفیت چیزی رو که دوست داریم توصیف کنن، نه اینکه آدمها رو به «گاد» و «غیرگاد» تقسیم کنن.
هیچکس برای ارزشمند بودن کارش لازم نیست «گاد» باشه.
گاهی یک اثر فقط میتونه خیلی زیبا، خلاقانه، خاص، تأثیرگذار یا حتی یک شاهکار باشه؛ و به نظرم همین خیلی قشنگتره. 🪳☝️👽(ثوثک هم ایموجیش فقط به عشق سیلوین ایموجی مورد علاقه ی جدیدمه_ کار نداشته باشید_)
- ۲۱.۰k
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط