اگر می شد برایت می نوشتم روزهایم را

اگر می شد برایت می نوشتم روزهایم را
و سهم چشم هایم را،سکوتم را ،صدایم را

اگر می شد برای دیدنت دل دل نمی کردم
اگر میشد که افسار دلم را ول نمی کردم

دلم را می نشانم جای یک دلتنگی ساده
کنار اتفاقی که شبی ناخوانده افتاده

همیشه بت پرستم , بت پرستی سخت وابسته
خدایش رارهاکرده به چشمان تودل بسته

تو هم حرفی بزن ،چیزی بگو،هر چند تکراری
بگو آیا هنوزم , مثل سابق دوستم داری؟
دیدگاه ها (۲)

به التهاب لبانت چرا امان بدهم؟دوباره چند دقیقه به تو زمان بد...

بوسه هایتبهشت را معنا می دهنددستهایتدور دست آرامش راحلقه میک...

ناز بودی ناز کردی من خریدارت شدمآمدی با جان و دل سر گرم بازا...

گفتی :" دل قشنگی داری "دلم را از سینه بیرون آوردم و برایت پس...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ² ات : اخی بمیرم براش دی...

۲۳ سالگی…چه عدد عجیبی.سال گذشته ۲۲ سالگی را با ذوق و شوق شرو...

من عاشق نمیشم 🚫🍷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط