اینها که می نویسم

اینها که می نویسم ،


مرثیه ست . . . .


برای دلی که دارد ،


در دستانم جان می کـَنـَد . . . .


نه . . . .


صبـــر کن . . . .


اینها فاتحـــــه است . . . .


فاتحــــــــــــــه . . . .





"پای خط شب آخر هق هق میکردی ،
حالا بغل غریبه هرهر میخندی..."
دیدگاه ها (۱)

درد مرا انتخاب کرد . . . .من تو را . . . .تورفتن را . . . .آ...

هر روز صبح ،شماره ات را می گیرم . . . .زنی می گوید:دستگاه مش...

چی شد که سیگاری شدی . . . . ؟یه شب بارون میومد ، خیلی تنها ب...

بیا آخرین شاهکارت را ببین . . . .ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺍﻱ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﻧﻲ ﺑﺎﺯ ﺧﻴﺮﻩ...

پدر خوانده عاشق پارت 8.

Does it hurt؟p³🍷فلش بک"_"و با یک صدای دپ و بم مردانه که با ی...

« قلدر عاشق »« پارت چهاردهم »( اول بیاین داخل کامنت ها بعد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط