آرزویم گشته ای دل ، بوسه بر دستان تو .
آرزویم گشته ای دل ، بوسه بر دستان تو .
تا بگیرد دست محتاجم ، کمی دامان تو .
هر چه میخواهی بگو ، بیزارم از این زندگی
جان اگر خواهی بفرما ، خود کنم قربان تو .
می دهی عشق و مجازاتم ، به هجران می کنی؟
ما که دل دادیم و جان را هم ، برد هجران تو .
دل اسیرت گشته با ، عهدی که بستی در الست
کی روا باشد ، که دل سر تابد از پیمان تو؟
آستانت قبله گاهم گشته ای ، معنای عشق
عاشقان را کی نوازد ، بانگ خوش الحان تو .
خوان لطفت ، هر کجا گسترده کردی بهر ما
درد عشقم را نباشد ، چاره جز درمان تو .
در فراقت ، سینه سوزان است و چشمم پر ز خون
مرغ دل را ، حسرتی نبود به جز رضوان تو .
کس نداند حال درویش ات ، چو هو هو میکند
در زند تا در سحر گاهی شود مهمان تو .
تا بگیرد دست محتاجم ، کمی دامان تو .
هر چه میخواهی بگو ، بیزارم از این زندگی
جان اگر خواهی بفرما ، خود کنم قربان تو .
می دهی عشق و مجازاتم ، به هجران می کنی؟
ما که دل دادیم و جان را هم ، برد هجران تو .
دل اسیرت گشته با ، عهدی که بستی در الست
کی روا باشد ، که دل سر تابد از پیمان تو؟
آستانت قبله گاهم گشته ای ، معنای عشق
عاشقان را کی نوازد ، بانگ خوش الحان تو .
خوان لطفت ، هر کجا گسترده کردی بهر ما
درد عشقم را نباشد ، چاره جز درمان تو .
در فراقت ، سینه سوزان است و چشمم پر ز خون
مرغ دل را ، حسرتی نبود به جز رضوان تو .
کس نداند حال درویش ات ، چو هو هو میکند
در زند تا در سحر گاهی شود مهمان تو .
- ۱.۹k
- ۱۶ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط