CHERRY BLOSSOM

CHERRY BLOSSOM
Part 15
+چی؟
سونگمین رز رو براید بغل کرد و پرتش کرد روی تخت روش خیمه زد و شروع کرد به بوسیدن لباش که رز تقلا میکرد از دست سونگمین خلاص شه ولی نمیتونست با تموم زورش به شونه سونگمین میزد اما دریغ از حتی یک اینچ حرکت وقتی رز فهمید که کاراش فایده ای نداره کاملاً امیدشو برای نجات دخترونگیش از دست داد و اشکاش سرازیر شدن
سونگمین با دیدن اشک های رز ازش جدا شد و به چشمای اشکیش خیره شد
+بب....ببخشید دیگه اونطوری....ر..رفتار نمیکنم...لطفاً بهم رحم کن{گریه}
سونگمین کلافه از روی تخت بلند شد و رفت بیرون و به محض خروجش از اتاق درو محکم بست که صداش توی کل عمارت پیچید چرا باید دلش برای اون دختر میسوخت؟ احتمال اینکه عاشق اون دختر شده باشه چقدر میتونست باشه؟ آیا واقعاً عاشقشه؟
ویو رز
از روی تخت بلند شدم و بعد از مرتب کردن هودیی که صاحبش همون پسر عوضیه که الان رفت بیرون
رفتم سمت کیف و گوشیم
نگاهی به ساعت گوشی انداختم که ساعت ۱۲ شب رو نشون میداد رفتم توی مخاطبین تلفنم و روی اسم هان تک ضربه ای زدم.....
ویو هان
داشتم خواب هفت پادشاه رو میدیدم که صدای زنگ تلفنم باعث شد چشمامو باز کنم
با حرص موهامو بهم ریختم و بعد نگاهمو دادم به صفحه گوشی که دیدم رز داره زنگ میزنه نگاهمو از اسمش دادم به ساعت بالای گوشی که ساعت ۱۲ بود
£چرا داره اینموقع بهم زنگ میزنه؟
تماس رو وصل کردم و گوشی رو بردم نزدیک گوشم
£رز!
+هان(بغض)
£رز! چیشده داری گریه میکنی؟
+میشه بیای دنبالم؟
£چیزی شده؟
+بیا برات تعریف میکنم
£باشه باشه همونجا باش الان میام خب؟ دیگه هم گریه نکن
+ب..باشه
(قطع کرد)
بدون عوض کردن لباسام رفتم و سوار ماشین شدم و به رز پیام دادم که لوکیشن رو بفرسته و بعد راه افتادم سمت عمارت اون پسره ی عوضی
(پرش زمانی)
ویو رز
لبه ی تخت نشسته بودم و داشتم با ناخنام بازی میکردم که صدای هان به گوشم رسید که داشت با نگرانی اسممو صدا میزد
از اتاق رفتم بیرون و با دیدن هان پریدم بغلش و شروع به اشک ریختن کردم
£رز...گریه نکن قشنگ من بگو چی شده
+لطفاً بریم خونه
£{سرشو تکون داد} رز که همونطور بغل هان بود رفتن و سوار ماشین شدن و تمام این این مدت سونگمین داشت از پنجره ی اتاقش نگاهشون میکرد و با خودش لب زد:
_در آخر اون منم که دخترونگیتو ازت میگیرم هوانگ رز{جام مشروب رو به لباش نزدیک کرد و جرعه ای ازش خورد}

ادامه دارد🍒.....
شرایط: ۳۰ لایک و ۲۰ کامنت
دیدگاه ها (۳۱)

VAMPIREPart 32(سه هفته بعد) ویو ا/تبعد از اون شب دیگه حتی هی...

CHERRY BLOSSOMPart 16هان کلافه به رز که از شیشه ماشین به بیر...

VAMPIREPart 31بخشی از پست قبل👇🏻روی ا/ت خم شد و یکی از سینه ه...

BLOSSOMPart 14رز و سونگمین همینجوری داشتن مثل بچه ها دنبال ه...

Love and hate { عـشـق و نـفـرت }" part 14 " ویو ا.ت : رفتم د...

P. 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط