ماه من

ماه من

پارت ۷

وقتی رسیدند جنگکوک دست لیا رو گرفت و از



ماشین آمدند بیرون و رفتن توی اتاق مادرش

(یعنی مادر جنگکوک )

و دیدند که که توی اتاق مادرش کلی دختر هست و مادرش گفت:



مادر جنگکوک: جنگکوک جان بیا کلی دختر خوب برات انتخاب کردم



یکی از دختر ها جلو آمد و گفت : بفرمایید این مشخصات منه و کلی پیکمی بازی



جنگکوک عصبانی شد و گفت :



جنگکوک : این بند و بسات چیه جعمش کنید این عروس جدید خانواده ی ما هست از این به بعد کسی بهش کوچیک ترین حرف رو بزنه جنازش پای خودش

پایان



منتظر پارت بعد باشید و لایک و بازنشر یادتون نره ❤️❤️❤️
دیدگاه ها (۰)

عاشق آهنگش شدم

اره دیگه

ماه من پارت ۶ سنگهون:آره فردا شد سنگهون و لیا یک عروسی راه ا...

جنگکوک

ماه من پارت ۸لیا رو برد توی اتاق جدیدش و اسناد نصف اموالش رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط