شوق تسلیم تو بودن/

شوق تسلیم تو بودن/
لحظه لحظه تو تنم بود/
بهتررررین تصویر عمرم/
عکس زانو زدنم بود....
دیدگاه ها (۵)

" ﮔﯿﺮ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﺳﻬﺮﺍﺏ: "* ﭼﻨﯿﻦ ﮔﻔﺖ؛ ﺭﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﯾﻞ ** ﮐ...

ﮦℓﮧﮩﮨℓﮦℓﮧﮨℓﮧﮨℓﮦﮧﮨℓﮦﮧﮩﮨℓﮧﮩﮨℓﮦℓﮧﮨℓﮦ ﮧﮨℓﮦℓﮧﮩﮨ ℓﮦℓﮧﮨℓﮧﮨℓﮦﮧﮩﮨℓﮧﮩﮨ...

نقطه تسکین محضم/نقطه ی آرامشم بود/اسمتو زمزمه کردم/این تمام ...

صبحتون پر از نشاط و امید!!!!خدایا شکرت که ی روز دیگه هم از خ...

زمانی که مُچاله میشوم در آغوشت شرابی در کار نیست تومستی از ع...

از دور نگاه کردند و خستگی را تنبلی نامیدند، سکوت را بی‌احساس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط