نمی دانم چه می خواهم خدایا

نمی دانم چه می خواهم خدایا
به دنبال چه می گردم شب و روز
چه می جوید نگاه خستهٔ من
چرا افسرده است این قلب پر سوز


ز جمع آشنایان می گریزم
به کنجی می خزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تیرگیها
به بیمار دل خود می دهم گوش


گریزانم از این مردم که با من
به ظاهر همدم ویکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت
به دامانم دو صد پیرایه بستند


دل من ، ای دل دیوانهٔ من
که می سوزی از این بیگانگی ها
مکن دیگر ز دست غیر فریاد
خدا را ، بس کن این دیوانگی ها
دیدگاه ها (۲)

آدم ها آنقــــدر زود عوض می شوند....که تو فرصت نمیکنی .... ب...

به سلامتی عشقی که . . .وقتی میبینتت اول پیشونیتو میبوسهو سرت...

زیبا ترین کلمه برلب های بشریت کلمه«مادر» وزیبا ترین آوا،آوای...

خدایاااااا،حال بد مادرم رو تو خوب کن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط