بیونگ رفتی،،رفتی توی اتاقت و لباستو دراوردی و روی زخمات پ

بیونگ رفتی،،رفتی توی اتاقت و لباستو دراوردی و روی زخمات پماد زدی
_چرا،،،انقدر اصبی شدی،،هق من تورو با تمومه وجودم دوست داشتم
زنگ زنگ زنگ
گوشیت زنگ میخور،،تهیونگ بود جواب ندادی شمارشو مسدود کردی
_بعده اون اتفاق دیگه هیچ وخت نمیخوام ببینمت...از زندگیم برو بیرون کیم
لباستو پوشیدی و روی تختت دراز کشیدی گوشیت مدام زنگ میخور شماره ها ناشناس بودن اما میدونستی تهیونگه،،،بهت پیام داد

+یونا جوابمو بدههههه
+زود باشششششش
+کجای بهت گفتم خونم بمونی
+اگه پیدات کنم میکشمت
+عزیزم لطفن بگو کجای
+خودت میدونی که خیلی دوست دارم
گوشی رو پرت کردی اون ور و دستت رو روی صورتت گزاشتی
_اوففففف لعنتی
دوباره صدای پیغام اومد اصبی شدی و گوشی رو برداشتی بهش پیام داری

_بس کن دیگه نمیخام ببینمت
+یونا لطفن
_دیگه هیچ وخت نیا جلو چشام ازت بدم میاد
+یوناااااااا از این حرفات بد پشیمون میشی
_نخیر،،من با اینی ۲سال باهات بودم خیلی پشیمونم
+خونه ای؟؟؟ الان میام پیشت

این شمارشم مسدود کردی وای فاک میاد دمبالم حالا چیکار کنم

پارات ۱۰

دیگه تا فردا پارت جدیدو نمیزارم🏌‍♂️🤍
دیدگاه ها (۱۳)

رفتی پاین پیشه مامانت_مامان ،مامان*چی شده چرا داد میزنی _مام...

نشسته بودی ومنتظره بیونگ_اوفففف گفتم زود بیا کجای پس توحدود ...

بیونگ اومد دمبالت و توی ماشین تو همه چیز رو براش تعریف کردی ...

پرتت کرد روی تخت و با یک حرکت لباسشو دراورد خواستی بلد شی فر...

سلام بعد از سال ها جدی این روز ها خیلی گشادیم میومد پارت بدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط