مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

دوراهی پارت

#دوراهی                                   پارت . 2 .


وقتی شوگا این حرف روزد مامانم از در داخل شد و اومد سمت شوگا و یه دونه زد توی گوشش من حول شدم و بعد از شنیدن صدای دست مامانم روی صورت شوگا تنم لرزید اما بعدش از دست مامانم عصبی شدم و رفتم سمتش و جلوی مامانم ایستادم تا باهاش حرف بزنم.....

ات : مامان الان راجب این موضوع حرف نزنیم و بیا بریم به مراسم برسیم .

مامان ات : ات تو دیگه حرف نزن برو اونور من با شوگا کار دارم.

مامانم بعد از این حرفش من رو هل داد و رفت پیش شوگا و روبه روی اون وایساد....

مامان ات : شوگا ببینم تو به حرف های ای دختر بدرد نخور گوش دادی نه؟؟(داد)

شوگا : نه این کار من ربطی به ات نداره اصلا ات هم با حرف های من از این اعتقادات دروغین شما دست کشید خاله جان.(یکم داد)

مامان ات : چی میگی ؟؟(تعجب)

مامانم بعد از این حرف شوگا خیلی سریع نگاهی به من انداخت و خیلی ترسناک داشت به من نگاه میکرد من از این نگاه مامانم خیلی داشتم میترسیدم که شوگا اومد و جلوی من و مامان وایساد و بعد از این کار شوگا مامانم همون نگاه ترسناک رو به شوگا کرد و بعد خیلی سریع رفت ولی وقتی شوگا این حرف رو زد من خیلی تعجب کردم و خوشکم زد چون اصلا شوگا نبود که.....


ادامه دارد.....

شرایط پارت بعد : ۱۰ تا لایک ۲ تا کامنت🍓🍒

‌  ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌‌ ‌ ‌
︶⏝ ⊹  ᤳ   ׄ  ᧔᧓  ׄ   ᤳ ⊹ ⏝︶
دیدگاه ها (۷)

ناشناس بیاین برای رمان دوراهی(کرم داشتم‌میدونم کامنت میزارین...

فالوشه پیجش عالیه🍭https://wisgoon.com/kimboran

جواب ناشناس هاتون توی کانال : [از همین الان بگم سوجین اسم مس...

دلم نیومد اینو پست نکنم😅😂کپی ممنوع🚫‌  ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌‌ ‌ ‌︶⏝ ⊹ ...

#دوراهی                                  پارت . 3 .چند دقیقه...

#دوراهی                               پارت . 1 .معرفی : من ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط