هرگز مرا ندید حتی عکسم را

‌ هرگز مرا ندید حتی عکسم را…

من هم هیچ گاه پدرم را ندیدم،جز از روی عکسش…
او فقط دو جمله با من حرف زده آن هم در وصیت نامه…

«دخترم!از راه دور می بوسمت و با چشمی اشک بار می گویم:
که نه دوستدار تو بلکه عاشق توام…
تو هم اگر مرا دوست داری حجابت را حفظ کن…»
دیدگاه ها (۳)

.

.

.

.

مرا این حکایت  ز سودای توست ..خماری و ، مستی ، ز صهبای توست ...

«برای رزالین» تاریکی اتاق انگار نور امیدش را ربوده بود. خسته...

تک پارتی از هان (عشق در نوع سایه) درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط