زنه به شوهرش میگه:

زنه به شوهرش میگه:
از حاج رحمان یاد بگیر، از بس زنشو دوست داره؛
بعد از فوت زنش مسجد ساخت به نام زنش



شوهره میگه:
عزیزم منم زمینشو خریدم، آماده‌ست؛
منتها تاخیر از خودته😂
دیدگاه ها (۱۴)

یه بار رفیقم تو سربازی خون دماغ شد گفتم چی شدهگفت خاطراتشو ت...

یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت...

دو زن با هم حرف می‌زدند. ناگهان یکی از آن دو که بی‌وقفه حرف ...

تیپ گنجیشکای صبح جمعه‌اساز کوه برمیگردن میان پشت پنجره یه لب...

همکلاسی جدید من P15 » سلامم عزیزم خوبی این کیه دیگه رفتی سمت...

I can be myself with himPart⁹³یونگی فیلم رو پلی کرد..وسط من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط