اولین قرارpt

《اولین قرار》pt1
باورش نمیشد!چیزی که میدید واقعی بود؟
دلش می‌خواست از شدت خوشحالی و ذوق جیغ بکشه
اون تونسته بود...موفق شده بود ولی باورش نمیشد..اون بعد از یک سال به همکلاسی ی مورد علاقش اعتراف کرده بود همکلاسی ای که کل مدرسه روش کراش داشتن ولی نیرا بیشتر از همه از اون خوشش میومد و دوستش داشت به طوری که وقتی میومد تو کلاس نگاه اون بیشتر به یونگی بود تا درسش
و بالاخره تونسته بود به کراشش اعتراف کنه
فلش بک:
(نیرا:
دستام میلرزید..نفسام به شماره افتاده بود و حالم عجیب بود
اون دور داشت با دوستای صمیمیش حرف می‌زد
وقتی میدیدمش نمیتونستم حتی عادی باهاش حرف بزنم
پس تمام احساسمو بهش توی یه برگه ی سفید خط دار بهش ابزار کردم برای بار هزارم تک تک کلمات نامه رو خوندم که مبادا چیزی اشتباه باشه و یا کلمه ای رو بد نوشته باشم
نکنه خطم بد باشه؟نکنه کلمه ای اشتباه باشه و نفهمم؟نکنه..جواب رد بهم بده؟نکنه اصلا منو دوست نداشته باشه ؟وای نکنه با یه نفر دیگه باشه؟وای نکنه....
یهو صدای داد بیداد دوستم رو شنیدم...ادامه دارد




#فیکشن #فیک #بی تی اس
دیدگاه ها (۰)

《اولین قرار》pt2یورا:اههه بسه دیگه یانگ نیرا!دیوونم کردی میفه...

《اولین قرار》pt3اون..به من گفته بود نارنگی کوچولو..گفت دوسم د...

#Gentlemans_husband#Season_two#part_234«ویو جونگکوک» از پشت ...

بیب من برمیگردمپارت :103میخواستم دوباره پتو رو بکشم رو خودم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط