چند پارتی از هیوجین وقتی که بهت خیانت کرد و تو

چند پارتی از هیوجین: (وقتی که بهت خیانت کرد و تو.....)


حدود دو سالی میشد که شما زیر یه سقف زندگی می‌کردید دوتا معشوقه ی فوق العاده شاد، رمانتیک و در عین حال پر انرژیو خنگ، یه زندگی کاملا عادی و رنگین کمونی
شما از اونجایی باهم آشنا شدید که....
(فلش بک)
ات:
واسه خودم نشسته بودم جلوی تلویزیون و داشتم فیلم مورد علاقمو می‌دیدم و همراهش خوراکی میخوردم که گوشیم زنگ خورد، ویگو بود
: چطوری
ات: خوبم تو چطوری
: منم خوبم چیکارا می‌کنی مهمونی ای؟اخه صدای سر و صدا میاد
ات: نه بابا خونم دارم فیلم میبینم
: آها خوبه میگم....
ات: هوم؟
: امشب بیکاری
ات: اره خب چطور؟
: نظرت چیه باهم بریم بیرون؟
ات: اوک مشکلی نیست حالا کجا؟
: قول بده قبول میکنی
ات: خب تو بگو
: قول بدههههههه
ات: ای خداااا....اوک قول میدم
: بریم بار
ات: چیییییییییی؟؟؟؟؟؟؟
: تورو خداااااااااااا
ات: نه.....
: تو قول دادی
ات: وایییییییی -داد- -مکث- باشه
: هورااااااااااااا
ات: به ساعت نگاهی کردی که ۶:۳۵ دقیقه رو نشون میداد- کی میریم؟
: هشت چطوره؟
ات: باشه
: مرسی ازت، من برم لباسمو انتخاب کنم، راستی یه لباس خفن بپوشاااا، باز نباشه ولی حالا یکم....
ات: اوک میدونم
: پس من رفتم
قطع کردی-
ات: دیوونه
تو تاحالا بار نرفته بودی و زیاد دوست نداشتی بری و امشب برای اولین بار داشتی میرفتی
ات: الان من چی بپوشم
رفتی تو اتاقت و شروع کردی به پیدا کردن یه لباس خوب
ات: آها پیداش کردممم.......
ات: ولی این زیادی باز نی....ولش کن بابا حالا یه شبه
تو زیاد دوست نداشتی بدنت رو کسی ببینه هم خجالت می‌کشیدی هم از بدنت خوشت نمیومد و کلی ورزش میکردی تا بدنتو خوش فرمش کنی اما اونی که میخواستی نمیشد دوست داشتی لباس نسبتا پوشیده ای بپوشی اما با خودت گفتی یه کت روش میپوشی تا پوشیده بشی، رفتی حموم و بعد نیم ساعت اومدی بیرون حوله دورت بسته بودی و دیدی ساعت ۷:۱۰ دقیقست و لباستو که رو تختت گذاشته بودی رو داشتی نگاه میکردی
ات: اخه من چرا اینو گرفتم وقتی بدن ندارم
با کلی غر زدن پوشیدیش، لباست یه لباس سفید رنگ بود با مدل چین چین که یکم تا بالا زانوت بود و هیچ آستینی نداشت موهاتو بالا به مدل گوجه ای بستی و چند قسمت از موهاتو با اوتو فر کردی
ات: من الان قسمت گردن و تره قوه هام لخته و در اصل باید موهام باز باشه که....
ات: ولش کن بابا خوبه
یه آرایش قشنگ کردی با یه رژ لب قرمز، اکسسوری هاتو انداختی و کیفتو برداشتی دیدی ساعت ۷:۴۲ دقیقست و رفتی پایین تو حال، زنگ زدی به دوستت
ات: الو کجایی
: ببین من دارم میام
ات: خوبه منم آمادم و منتظرتم
: پس تا یه ربع دیگه اونجام
ات: اوک زود بیا
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی از هیوجین: (وقتی که بهت خیانت کرد و تو.....)(یه رب...

چند پارتی از هیوجین: (وقتی که بهت خیانت کرد و تو.....)هیوجین...

تکپارتی از جونگین: (وقتی که....) روتین پوستیت و انجام داده...

تکپارتی از سونگمین: (وقتی که تو ....)امروز تو سونگمین قرار ب...

چندپارتی☆درخواستی>>>p.3_اهههه  گندش بزننبعد از کلی غر غر کرد...

چند پارتی(وقتی قلدر های مدرستون....)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط