خون آشام منآخر

خون آشام من_𝗽𝗮𝗿𝘁𝟭𝟬(آخر)
تو چشای سوجین زل زده بودم
چاقوی کوچیک نقره ای که اغشته به گل شاه پسند بود(گلی که خون اشامارو ضعیف میکنه و یجورایی باعث میشه قدرتشون ضعیف بشه )
توی دستم گرفتم
×میدونستی که این میکشتت؟
~تهدید میکنی؟ چرا؟ مگه چیکار کردم؟ هاا؟؟؟
×حرف زیاد نزن زنیکه
و چاقو رو توی قلبش فرو کردم
گردنشو ول کردم از چشماش اشک میومد و روی زمین افتاد
×گفتم نابودت میکنم گفتم نزدیک نقطه ضعفم نشو
~دد....دد ..ددی ..مم ..من
و افتاد روی زمین
~تت...توو...واقعاااااا....ا..اا
به دستاش نگاه کرد که داشت تجزیه میشد
~د ...دد..دارم..م م..می..سوزمم
داشتم از این صحنه لذت میبردم که..
یکی پاهامو گرفت
سرمو برگردوندم
دیدم ات با چشای درشت شده نگاهم میکنه
_ت..تو چی.کار کردی؟
×کاری که باید خیلی وقت پیش میکردم
_اون اونو ک کشتی؟؟
×نمیخاد زیاد حرف بزنی خیلی خون ازت رفته میبرمت به قصرم ازت مراقبت میکنم
_تووو توو اونو کشتیییی(داد)
×ببخشید ات ولی میشه تو چشمام نگاه کنی؟
بهم نگاه کرد
×این اتفاقو فراموش کن
چشماشو بستم
براید بغلش کردم
...............
چند ماه بعد.....
_کوک
×جانم
_خوشگل شدم؟
غرق نگاه کردن بهش شده بودم
_کوک؟؟
×هاا..عاا بله؟
_میگم خوشگل شدم؟
×مگه میشه قشنگ نشی تو از ماه هم قشنگتری
محکم بغلم کرد
×ات یه سوال ازت بپرسم؟
_بپرس
×دوست داری یه خون اشام باشی یا انسان
_اممم..انسان
×چقدر زود انتخاب کردی...ولی خون اشاما زندگی ابدی دارناا
_مهم نیست..زندگی ابدی به چه دردی میخوره این که بتونی با کسی که دوستش داری پیر بشی بعدش بمیری خیلی قشنگه
×امم واسه همینه انسان شدم..
_اره خیلی (نگاه چپ چپ)
×میدونستی ترد شدن چه سخته
_من خودم یه ترد شده ام(خنده)
×بیشتر بخند
_ها؟
×ها چیه میگم بیشتر بخند
دستشو گرفتم
×ات با من ازدواج میکنی؟
_ا ارهه
دیدگاه ها (۳)

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲Season: 𝟮 Part:𝟮𝟰تو این فکر بودم چطوری باید ب...

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲Season: 𝟮 Part:𝟮𝟱پنج مین بعد...گفتن که مین هو...

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲Season: 𝟮 Part:𝟮𝟯چندروز بعد..ویوی هوانگ مین:ج...

اینن قشنگووو حمایتت کنیننن

دکتر میره کوک ات رو بغل میکنه و کنارش دراز میکشه ات: بیدار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط