در من ...

در من ...

آن که ماند

تویی ...

آنکه رفت

من ...!
دیدگاه ها (۲)

من سزاوار این فراموشی نبودم ...همانطور که تو لایق این عشق نب...

یک نفر آمد صدایم کرد و رفتبا صدایش آشنایم کرد و رفتنوبت اوج ...

چای می نوشم که با غفلتفراموشت کنم ...چای می نوشم ولی از اشکف...

تمام شهوت لبانم رامیان انگشتانم گذاشته امتا بوسه بارانت کنند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط