زنگ زدم مدرسان شریف

زنگ زدم مدرسان شریف
گوشیو برداشت گفت : بله
گفتم : مدرسان شریف
گفت : بله , بفرمائید
گفتم : مدرسان شریف
گفت : درست تماس گرفتید امرتون
گفتم : مدرسان شریف :
گفت: حالتون خوبه شما ؟
گفتم : مدرسان شریف
گفت : بنال
گفتم : مدرسان شریف
.
.
.
کار که به فحش رسید گفتم : حالا فهمیدی ما جلو تلویزیون چی می کشیم ؟
گفت : آره بخدا , امر دیگه ای نداری
گفتم : مدرسان شریف
دیدگاه ها (۲)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_68گوشیشو به سمتم گرفت آروم ل...

رمان تو خود منی

پارت پانزدهم

رمان دخت من

پارت ۲۰ (هنوز فلش بگ دیشبه تهکوکه)«خوش برگشتی نفسم...بشین»«م...

life like hellp:9چشماشو بست و چند ثانیه هیچ حرفی نزد.فکر کرد...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

DESTINY#برگ_۳از اتاق بیرون زدم و دیدم یونا ردی صندلی نشسته و...

پارت ۲۷ساعت هفت و نیم بود و من جلوی آینه ایستاده بودم.با بی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط