نه تو می مانی و نه اندوه

نه تو می مانی و نه اندوه ،

و نه هیچ یک از مردم این آبادی!

به حباب نگران لب یک رود قسم،

و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت،

غصه هم می گذرد،!

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند،

لحظه ها عریانند . به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز…

سهراب سپهری.
دیدگاه ها (۰)

. گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید راستش زورِ منِ خسته به...

اشک در چشمان من طوفان غم دارد به دل🙂خنده بر لب می زنم تا کس ...

وَ اُمیدْ،قَشَنگتَرینْ باوَر اِنسانْ اَستْ...️ همچون برف سفی...

اونجاڪه‌فاصل‌نظری‌میگه : هرچه‌بالبخندپنهان‌میڪنی‌‌اندوه‌را ...

زندگی چیست...؟نه تو می مانی، نه اندوهو نه هیچ یک از مردم این...

به حباب لب یک رود قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم...

غصه هم می گذرد.به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط