تو می روی و دل ز دست می رود

تو می روی و دل ز دست می رود
مرو که با تو هر چه هست می رود
دلی شکستی و به هفت آسمان
هنوز بانگ این شکست می رود
کجا توان گریخت زین بلای عشق
که بر سر من از الست می رود
نمی خورد غم خمار عاشقان
که جام ما شکست و مست می رود
از آن فراز و این فرود غم مخور
زمانه بر بلند و پست می رود
بیا که جان سایه بی غمت مباد
وگرنه جان غم پرست می رود
شب غم تو نیز بگذرد ولی
درین میان دلی ز دست می رود

هوشنگ ابتهاج
دیدگاه ها (۱)

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

عاشقانه های شبنم

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

تو می روی...

مرو که با تو هر چه هست می رود

تو می روی و دل ز دست می رودمرو که با تو هر چه هست می روددلی ...

تو می روی و دل ز دست می رود مرو که با تو هر چه هست می رود دل...

تو می روی و دل ز دست می رودمرو که با تو هر چه هست می روددلی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط