#استوری

#استوری
آقای #دکتر میشه بی زحمت اون چراغ قوت رو به جای اینکه هی بندازی ته گلومون،بندازی رو پیشونیمون ببینی چی نوشته!؟
ما میخوایم خوب باشیم باهاشون
میخوایم مهربون باشیم
ولی اونا فک میکنن ما هالوییم.فک میکنن از سادگیمونه که میخندیم به روشون.فک میکنن حالیمون نیست دارن بهمون بدی میکنن.آقای دکتر ما یه بار حواسمون نبود آب گرفتیم گوشه حیاط دیدیم دوتا مورچه غرق شدن،رفتیم یه برگ برداشتیم مورچه هارو سوارش کردیم گذاشتیم زیر آفتاب بلکم خشک بشن.هنوزم یادمون میوفته دلمون ریش میشه.بعد اینا چجوری میان جواب محبتامونو با بدیاشون میدن!؟چجوری دلشون میاد غرقمون کنن اونم از عمد؟
ما که احمق نیستیم،فقط دوسشون داریم همین.حالا شما ببین رو پیشونی ما چی نوشته!؟
دیدگاه ها (۲)

جدایی

آقای‌دکترمیشه‌بی‌زحمت‌اون‌چراغ‌قوت‌روبه‌جای‌اینکههی‌بندازی‌ت...

آقای #دکتر میشه تو نسخمون «بنویسی یه نفر که حرفامونو بفهمه!؟...

آقای #دکتر برای رفع خستگی چی داری!؟ما جونمون خستستمیگیری چی‌...

آقای #دکتر برای رفع خستگی چی داری!؟ما جونمون خستستمیگیری چی‌...

آقای #دکتر برای رفع خستگی چی داری!؟ما جونمون خستستمیگیری چی‌...

تهیونگ💚

عاشق رئیسم شدم♡پارت۲۶ته:نترس کوک قویه چیزیش نمیشه قول میدمسو...

حسین آقا، همسایه مون، می گفت :دلبر وقتی بچه بود خیلی خوشگل ب...

پارت ۲ دکتر : متاسفم خانم ایشون الان تو کما هستن هم تب داشتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط