𝑻𝒉𝒆 𝒔𝒑𝒂𝒄𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒘𝒂𝒔 𝒔𝒊𝒕𝒕𝒊𝒏𝒈 𝒂𝒍𝒐𝒏𝒆 𝒊𝒏 𝒉𝒊𝒔 𝒓𝒐𝒐𝒎, 𝒓𝒆𝒂𝒅𝒊𝒏𝒈 𝒂 𝒔𝒄

𝑻𝒉𝒆 𝒔𝒑𝒂𝒄𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒘𝒂𝒔 𝒔𝒊𝒕𝒕𝒊𝒏𝒈 𝒂𝒍𝒐𝒏𝒆 𝒊𝒏 𝒉𝒊𝒔 𝒓𝒐𝒐𝒎, 𝒓𝒆𝒂𝒅𝒊𝒏𝒈 𝒂 𝒔𝒄𝒂𝒓𝒚 𝒃𝒐𝒐𝒌. 𝑯𝒆 𝒘𝒂𝒔 𝒔𝒐 𝒔𝒄𝒂𝒓𝒆𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝒔𝒕𝒐𝒓𝒚 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝒃𝒐𝒐𝒌 𝒕𝒉𝒂𝒕 𝒉𝒆 𝒘𝒂𝒔 𝒑𝒂𝒍𝒆. 𝑨 𝒕𝒓𝒆𝒎𝒃𝒍𝒊𝒏𝒈 𝒗𝒐𝒊𝒄𝒆 𝒔𝒂𝒊𝒅 𝒏𝒐, 𝒕𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒂𝒓𝒆 𝒏𝒐 𝒉𝒖𝒎𝒂𝒏𝒔. :)
روزی یا آدم فضایی داشت کتاب ترسناک میخوند و اونقدر از داستان کتاب ترسیده که رنگش پریده بود.آروم کتاب و بست گذاشت روی میز و پتو رو تا روی سرش کشید و سعی کرد به خودش دلداری بده و با صدای لرزون گفت:«نه هیچ انسانی وجود نداره»
دیدگاه ها (۰)

𝟏𝟗𝟗𝟕𝑯𝒆 𝒘𝒂𝒔 𝒕𝒉𝒊𝒏𝒌𝒊𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 𝒑𝒂𝒓𝒂𝒅𝒊𝒔𝒆𝒖𝒏𝒂𝒘𝒂𝒓𝒆 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝒉𝒆𝒍𝒍 𝒕...

𝑰 𝒔𝒂𝒘 𝒕𝒉𝒆𝒎.... 𝑰𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒑𝒍𝒂𝒄𝒆 𝒘𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒕𝒉𝒆𝒚 𝒉𝒂𝒅 𝒉𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆𝒎𝒔𝒆𝒍𝒗𝒆...

𝑻𝒉𝒆 𝒔𝒑𝒂𝒄𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒘𝒂𝒔 𝒔𝒊𝒕𝒕𝒊𝒏𝒈 𝒂𝒍𝒐𝒏𝒆 𝒊𝒏 𝒉𝒊𝒔 𝒓𝒐𝒐𝒎, 𝒓𝒆𝒂𝒅𝒊𝒏𝒈 𝒂 𝒔𝒄𝒂𝒓𝒚...

➳ᴹᴿ✿࿐𝑫𝒊𝒅 𝒚𝒐𝒖 𝒏𝒐𝒕𝒊𝒄𝒆 𝒕𝒉𝒂𝒕 𝒕𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒂𝒓𝒆 𝒔𝒐𝒎𝒆 𝒔𝒐𝒏𝒈𝒔 𝒕𝒉𝒂𝒕 𝒀𝒐𝒖 𝒂...

𝑺𝒊𝒏𝒈𝒆𝒓: 𝑰𝑼 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝑾𝒉𝒊𝒕𝒆 𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒇𝒆 𝒔𝒕𝒂𝒓𝒕𝒆𝒅 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒘𝒉𝒊𝒕𝒆 𝑨 𝒍𝒊𝒇...

آیان_ایکاور

نتانیاهو در مسیر جنگ ها کشته میشهمانوک خدابخشیان چه دقیق گفت...

‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ممنونمم از وجود همتون ، واقعا وجود تک تکتون برام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط