گربه عزیزم میا
گربه عزیزم میا
پارت ۹
(صبح ساعت ۱۱:۲۲)
میا بیدار میشه و میاد از اتاق بیرون ، میا: مین صبح بخیر ... مین؟ مین کجایی؟ میننننن ؟؟! میا آروم میگه : انگار دارم با دیوار حرف میزنم . میا وارد اتاق دوم خونه میشه، مین؟ اینجایی... م_مین؟
مین درحالی که عروسک میا ( عروسک واسه وقتیه که کربه بود) رو گرفته بود با عصبانیت به میا نگاه میکرد. مین: تو گربه ی منی؟ میا:م_من ، مین بلند میگه : جوابمو بده . میا: آرههههه من پشمکم گربت مین:تو گربه نبودی نه؟ تو جنی یا روح؟ میا: من گر... مم_من _ من نمیدونم چیم...
مین با خنده عصبی میگه : بذار من بگم بهت ، تو یه شیطانی . میا:چی؟ من شیطان نیستم، من فقط یه گربه بدبختم که یه شبه بخاطر تو تبدیل شدم به انسان تا بهت کمک کنم و اگه این کارو نکنم زنده منو نخواهی دید ... اوکی؟ بخاطر تو جون من در خطره . مین: فیلم ترکی و فیلم هندی باهم ترکیب کردی ؟
چرا چرت و پرت میگی زنیکه ، میا: به من نگو زنیکه تو حتی قرار نیست منو درک کنی. فقط یه دخترو پیدا کن تا هردوتامون راحت بشیم . مین : اون موقع چی میشه؟ تو دوباره تبدیل به گربه میشی؟ هر دوتا بعد حرف مین ساکت میشن ، میا: چرا بهم نگفت که گربه میشم یا نه؟! مین نزدیک میا میشه و میگه : فقط یه دلیل دارم که باعث میشه باور کنم گربمی . میا: اون دلیل چیه؟ مین : بخاطر زخم روی گردنت و اون چند باری که صدام کردی صاحبم و رنگ چشمات ، همین فقط بخاطر اینا باور میکنم.
میا : حالا بیا بهم کمک کن اون پری که اومد و منو انسان کرد پیدا کنیم.
مین: فقط بخاطر اینکه گربمی و منم صاحبتم ، میا: منم فقط بخاطر صاحبم و زندگیم میرم دنبال اون پری . مین: از کجا میدونی پری هست؟ شاید شیطانه یا به جای پری فرشته بود.
#رمان #چا_وو_مین
پارت ۹
(صبح ساعت ۱۱:۲۲)
میا بیدار میشه و میاد از اتاق بیرون ، میا: مین صبح بخیر ... مین؟ مین کجایی؟ میننننن ؟؟! میا آروم میگه : انگار دارم با دیوار حرف میزنم . میا وارد اتاق دوم خونه میشه، مین؟ اینجایی... م_مین؟
مین درحالی که عروسک میا ( عروسک واسه وقتیه که کربه بود) رو گرفته بود با عصبانیت به میا نگاه میکرد. مین: تو گربه ی منی؟ میا:م_من ، مین بلند میگه : جوابمو بده . میا: آرههههه من پشمکم گربت مین:تو گربه نبودی نه؟ تو جنی یا روح؟ میا: من گر... مم_من _ من نمیدونم چیم...
مین با خنده عصبی میگه : بذار من بگم بهت ، تو یه شیطانی . میا:چی؟ من شیطان نیستم، من فقط یه گربه بدبختم که یه شبه بخاطر تو تبدیل شدم به انسان تا بهت کمک کنم و اگه این کارو نکنم زنده منو نخواهی دید ... اوکی؟ بخاطر تو جون من در خطره . مین: فیلم ترکی و فیلم هندی باهم ترکیب کردی ؟
چرا چرت و پرت میگی زنیکه ، میا: به من نگو زنیکه تو حتی قرار نیست منو درک کنی. فقط یه دخترو پیدا کن تا هردوتامون راحت بشیم . مین : اون موقع چی میشه؟ تو دوباره تبدیل به گربه میشی؟ هر دوتا بعد حرف مین ساکت میشن ، میا: چرا بهم نگفت که گربه میشم یا نه؟! مین نزدیک میا میشه و میگه : فقط یه دلیل دارم که باعث میشه باور کنم گربمی . میا: اون دلیل چیه؟ مین : بخاطر زخم روی گردنت و اون چند باری که صدام کردی صاحبم و رنگ چشمات ، همین فقط بخاطر اینا باور میکنم.
میا : حالا بیا بهم کمک کن اون پری که اومد و منو انسان کرد پیدا کنیم.
مین: فقط بخاطر اینکه گربمی و منم صاحبتم ، میا: منم فقط بخاطر صاحبم و زندگیم میرم دنبال اون پری . مین: از کجا میدونی پری هست؟ شاید شیطانه یا به جای پری فرشته بود.
#رمان #چا_وو_مین
- ۴۱۲
- ۱۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط