می شود یارا مرا یک بوسه مهمانم کنی ؟

می شود یارا مرا یک بوسه مهمانم کنی ؟
من گنه کارم مرا در سینه زندانم کنی ؟

دست من را در میان گیسوانت جا دهی
در میان قلب خود یک گوشه پنهانم کنی؟

دست من باشد شراب فرد اعلا ، می شود
با کنارم بودنت ، حیران حیرانم کنی؟

داغی این تن شبیه ماه تیر است ای عزیز
می شود من را خنک چون ماه آبانم کنی؟

شایدم سردم ، اگر سردم که لازم می شود
با دو چشم مهربانت بوسه بارانم کنی!

گفته بودند تب کنم ،جان می دهد دلدار من
جان ندادی هم ندادی بس که درمانم کنی!

عاشق دردم ، بیا درد مضاعف را بده
عاشق اینم که با چشمت تو ویرانم کنی..
دیدگاه ها (۴)

برای تسخیرِ "قلب" انسان‌هانه تفنگ لازم است، نه تهدید، نه تقل...

تمام قصه ام این بوددلی دارم اهوراییغمی دارم شبانگاهیرهی دارم...

"چکیده از دلم غزل"برای چشم های توتمام هستی ام ببین،تمام شد ب...

کاش باشی و دلم را به دلت وصل کنیکاش با این تن سرد نغمه ای آغ...

روز هایِ اول تو را تنها کودکی سرگردان می‌دیدم که به آغوشی ام...

Love in the dark⑤④یک ماه بعدنور ملایم خورشید از لای پرده‌های...

نمیبخشمت p.20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط