پارت ۲۰
پارت ۲۰
ویو کوک
آب رفته بود توی دهنش
گذاشتم روی ساحل لبم و گذاشتم روی لبش و شروع کردم تنفس مصنوعی دادن
دستامو قلاب کردم و شروع کردم ضربه زدن تا آب رو کم کم توف کرد و سرفه کرد به تهیونگ گفتم آب بیاره
ا/ت: هققق *سرفه
کوک: هیشش تموم شد گریه نکن لباس همراه خودت اوردی؟
ا/ت:هقق فقط یکی مائو آورده بودم هقققق که توی آب باری کنم خیلی دور نشم هققق ولی پاهامو که گذاشتم توی آب موج بردم اون ته تها هققق
کوک: باشه باشه گریه نکن بیا حداقل اونو بپوش
ا/ت: باشه
مایوش و پوشید اون بدنش و دوباره به نمایش میزاشت یک پتوی کوچولو دادم بهش رفت روی شن ها نشست و به دریا نگاه میکرد و پتو دورش انداخته بود
ویو ا/ت
نقشم خوب پیش رفت و افتضاح بود نزدیک بود بمیرم نشسته بودم روی شن ها و روی شن ها نقاشی میکردم و پاهام تا مچ پام توی آب بود
نقشه ی بعدی باید با جیمین بریم دیدن هانگ تا باهاش حرف بزنیم
ویو کوک
آب رفته بود توی دهنش
گذاشتم روی ساحل لبم و گذاشتم روی لبش و شروع کردم تنفس مصنوعی دادن
دستامو قلاب کردم و شروع کردم ضربه زدن تا آب رو کم کم توف کرد و سرفه کرد به تهیونگ گفتم آب بیاره
ا/ت: هققق *سرفه
کوک: هیشش تموم شد گریه نکن لباس همراه خودت اوردی؟
ا/ت:هقق فقط یکی مائو آورده بودم هقققق که توی آب باری کنم خیلی دور نشم هققق ولی پاهامو که گذاشتم توی آب موج بردم اون ته تها هققق
کوک: باشه باشه گریه نکن بیا حداقل اونو بپوش
ا/ت: باشه
مایوش و پوشید اون بدنش و دوباره به نمایش میزاشت یک پتوی کوچولو دادم بهش رفت روی شن ها نشست و به دریا نگاه میکرد و پتو دورش انداخته بود
ویو ا/ت
نقشم خوب پیش رفت و افتضاح بود نزدیک بود بمیرم نشسته بودم روی شن ها و روی شن ها نقاشی میکردم و پاهام تا مچ پام توی آب بود
نقشه ی بعدی باید با جیمین بریم دیدن هانگ تا باهاش حرف بزنیم
- ۱۳.۹k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط