پارت ۲۰

پارت ۲۰


ویو کوک


آب رفته بود توی دهنش

گذاشتم روی ساحل لبم و گذاشتم روی لبش و شروع کردم تنفس مصنوعی دادن

دستامو قلاب کردم و شروع کردم ضربه زدن تا آب رو کم کم توف کرد و سرفه کرد به تهیونگ گفتم آب بیاره

ا/ت: هققق *سرفه

کوک: هیشش تموم شد گریه نکن لباس همراه خودت اوردی؟

ا/ت:‌هقق فقط یکی مائو آورده بودم هقققق که توی آب باری کنم خیلی دور نشم هققق ولی پاهامو که گذاشتم توی آب موج بردم اون ته تها هققق


کوک: باشه باشه گریه نکن بیا حداقل اونو بپوش

ا/ت: باشه

مایوش و پوشید اون بدنش و دوباره به نمایش میزاشت یک پتوی کوچولو دادم بهش رفت روی شن ها نشست و به دریا نگاه میکرد و پتو دورش انداخته بود

ویو ا/ت

نقشم خوب پیش رفت و افتضاح بود نزدیک بود بمیرم نشسته بودم روی شن ها و روی شن ها نقاشی میکردم و پاهام تا مچ پام توی آب بود


نقشه ی بعدی باید با جیمین بریم دیدن هانگ تا باهاش حرف بزنیم
دیدگاه ها (۶۷)

اومممم...:)))

جیمین تهکوکره -_- فقط قیافه جونگ کوک که از خداشه

آهنگ جونگ کوک

دوستون دارممماگر روزی بیشتر از ۷ روز داخل پیج فعالیت نکردم ب...

بعد مامان ا. ت به کوک گفت مامان ا. ت : پسرم میخوام امشبا. ت...

Love in the dark⑥④زمان خواب) من داخل اتاق بودم داشتم روتین پ...

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط