درخواستی
درخواستی
وقتی بیماری قلبی داری اون..
Part:²
حرفش قطع شد ای کاش نمی شد
به جلو نگاهی کرد
حالا باید چیکار میکرد ؟
از ماشین پیاده شد و به سمت ماشین که بهش زده بود رفت
نفسش رو تو سینه اش حبس کرد
و لب زد
+ببخشید آقا تقصیر من بود هرچقدر باشه هزینه رو میدم
/چی داری میگی با ببخشید تو مگه چیزی حل میشه ها ؟؟(داد) باید پلیس بیاد این جوری نمیشه
گوشیش پشت سر هم زنگ میخورد و اون My love بود
آت رو مقصر می دونست چرا ؟ چون شاید مشکلاتش رو باید خودش حل میکرد
موهاش رو از عصبانیت بهم ریخت
+حالا شما بزرگی کن خواهش میکنم من زن مریض دارم
جونگکوک آت رو بهانه کرده بود
_بع من ربطی نداره
+هرچقدر باشه پرداخت میکنم اصلا بیشتر پرداخت میکنم
_بیشتر ؟
ابرو های مرد از تعجب بالا رفت
+ بله
_باشه ولی میدونی که ماشینت باید تو پارکینگ باشه ( نیشخند )
از عصبانیت رگ های روی صورتش برجسته شده بود نمی تونست چیز دیگه ای بگه چون مقصر بود
+ باشه ( حرصی)
_هوم شمارم رو سیو کن کارت به کارت کن برام تا شب دیر تر بزنی زنگ میزنم پلیس ( پوزخند)
+ باشه ( حرصی )
صفحه گوشیش رو باز کرد ۱۰ تا تماس بی پاسخ از My love انقدری ازش عصبانی بود که نمی خواست حتی شمارش رو ببینه
بدون ماشین که نمی تونست بره سر کارش پس به سوهو زنگ زد
بعد از چند بوق جواب داد
&سلام رئیس با من کاری داشتید ؟
_اره بگو ببینیم سوهو معامله با آقای کیم چی شد
با چیزی که شنید خون تو رگ هاش یخ زد همه چی رو تقصیر آت می دونست
ادامه دارد
وقتی بیماری قلبی داری اون..
Part:²
حرفش قطع شد ای کاش نمی شد
به جلو نگاهی کرد
حالا باید چیکار میکرد ؟
از ماشین پیاده شد و به سمت ماشین که بهش زده بود رفت
نفسش رو تو سینه اش حبس کرد
و لب زد
+ببخشید آقا تقصیر من بود هرچقدر باشه هزینه رو میدم
/چی داری میگی با ببخشید تو مگه چیزی حل میشه ها ؟؟(داد) باید پلیس بیاد این جوری نمیشه
گوشیش پشت سر هم زنگ میخورد و اون My love بود
آت رو مقصر می دونست چرا ؟ چون شاید مشکلاتش رو باید خودش حل میکرد
موهاش رو از عصبانیت بهم ریخت
+حالا شما بزرگی کن خواهش میکنم من زن مریض دارم
جونگکوک آت رو بهانه کرده بود
_بع من ربطی نداره
+هرچقدر باشه پرداخت میکنم اصلا بیشتر پرداخت میکنم
_بیشتر ؟
ابرو های مرد از تعجب بالا رفت
+ بله
_باشه ولی میدونی که ماشینت باید تو پارکینگ باشه ( نیشخند )
از عصبانیت رگ های روی صورتش برجسته شده بود نمی تونست چیز دیگه ای بگه چون مقصر بود
+ باشه ( حرصی)
_هوم شمارم رو سیو کن کارت به کارت کن برام تا شب دیر تر بزنی زنگ میزنم پلیس ( پوزخند)
+ باشه ( حرصی )
صفحه گوشیش رو باز کرد ۱۰ تا تماس بی پاسخ از My love انقدری ازش عصبانی بود که نمی خواست حتی شمارش رو ببینه
بدون ماشین که نمی تونست بره سر کارش پس به سوهو زنگ زد
بعد از چند بوق جواب داد
&سلام رئیس با من کاری داشتید ؟
_اره بگو ببینیم سوهو معامله با آقای کیم چی شد
با چیزی که شنید خون تو رگ هاش یخ زد همه چی رو تقصیر آت می دونست
ادامه دارد
- ۱.۷k
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط