ات art

ات: art 18
مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تهیونگ: ات بیا بیرون گندی که زدی رو درست کن

ات: من که گفتم جنبه نداری نگاه نکن...

تهیونگ: بیا کاری باهات ندارم
ات: نمیامممممم

تهیونگ: باشع نیا...

ات: تا یک ربع داخل حموم بودم حتما الان خوابیده ریسک کردم و رفتم بیرون داشتم به سمت تخت میرفتم که دستم توسط یکی کشیده شد و منو داخل بغلش گرفت انقدر صفت گرفته بودم که نفش های گرفش و تکون خوردن سینش وقتی نفس میکشد بهم میخورد نگاش کردم هو عصبی بود هم خمارررررر

تهیونگ: منو تحر. یک میکنی هاان«نیشخند»

ات: غلط کردم.. هیچی نگفت منو بغل کرد و گذاشتم روی تخت و روم خیمه زد راستش ترسیدم و نگاهمو ازش گرفتم ولی چونمو گرفت و لباش رو به ارومی روی لبام گذاشت، و مک های عمیق و پی در پی میزد ، نمیدونم چرا ولی منم باهاش هم کاری کردم وستش رو دورم حلقه کردومنو بیشتر به خودش چشبوند انگار زیادی تحر. یک شده..... نمیتونستم نفس بکشم و هلش دادم اونطرف که ازم جدا شد
دوتامون نفس نفس میزدیم

تهیونگ: ات..... میخوامت

ات: تهیونگ نه... بروحموم دوش اب سرد بگیر الان خوب میشی

تهیونگ: تا وقتی تو هستی حموم چرا

ات: تهیونگ خواهش میکنم بیخیال شو.....


تهیونگ: پس فقط تکون نخور

ات: دوباره لباش رو کبوند روی لبام و وحشیانه میخورد انقدر محکم میخورد که حس کردم کبود شده و برای اینکه اروم بشه دستام رو دور گردنش حلقه کردم و همکاری کردم...............
دیدگاه ها (۲)

part 19مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 20مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 17مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 16مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 22مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط