نمی دونم اطرافیانم توی این بُرهه ی زمانی چی راجع بهم فک م

نمی دونم اطرافیانم توی این بُرهه ی زمانی چی راجع بهم فک میکنن فقط امیدوارم درک کنن اینکه مایل به حرف زدن زیاد باهاشون و وقت گذروندن نیستم ب این معنی نیست ک ازشون بدم میاد من با اعماق وجودم آدم ها رو دوست دارم و تو ذهنم بهشون عشق می ورزم و محبت می کنم و باهاشون حرف می زنم، ولی از بیرون یه چن وقتیه کرکره رو کشیدم پایین و #تعطیلم.ولی هستم هنور
دیدگاه ها (۰)

فڪر ڪردی میـروی خم میشوم؟یا ڪہ از رویِ زمین ڪم ميشوم؟نہ عزیز...

لبخند تو مرهمی بر زخم تن استدلرباتر از قصه ی باغ و گلشن استت...

شدم از عشق تو شیدا، کجایی؟به جان می‌جویمت جانا، کجایی؟همی پو...

ڪن نظری ڪه تشنه ام بهر وصال عشق تومــن نڪنم نظــر به ڪــس ...

PT/۳ ات اه افسوس: هی.. با...

~عشق و جدایی~~فصل دوم~ Part:"1"ویو اتبا چیزی که مرد رو به رو...

Chapter 7"*frozen*عا باید زودتر از این حرکت میکردم ، درسته ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط